تبليغاتX
اميرنصر
   

 

گنجشک با خدا قهر بود

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . 

فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: 

می آید ؛ من تنها  گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که 

دردهایش را در خود نگاه میدارد… 

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. 

فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، 

گنجشک هیچ نگفت و… 

خدا لب به سخن گشود :  با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.


گنجشک گفت :
 لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. 

تو همان را هم از من گرفتی. 

این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ 

و سنگینی بغضی راه کلامش بست…


سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت:  ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو 

از کمین مار پر گشودی.

گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود. 

خدا گفت:  و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به

دشمنی ام برخاستی!

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. 

ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد...  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 10:35  توسط amir  | 

 

http://www.55a.net/firas/farisi_photo/1191177807201.jpg                                                                     

یارب مرا به سلسله انبیا ببخش       بر شاه اولیا، علی مرتضی ببخش                 


یارب گناه من بود از كوهها فزون     جرم مرا به فاطمه، خیرالنسا ببخش            


هركار كرده‌ام، همه بد بوده و غلط    یارب مرا تو بر حسن مجتبی ببخش             


یارب اگر كه جود وسخائی نكرده‌ام    ما را تو بر سخاوت اهل سخا ببخش             


یارب مرا به رحمت بی‌منتها ببخش     یعنی به ساحت حرم كبریا ببخش              


یارب گناهكار و ذلیل و محقرم     عصیان من به شوكت عزّوجلا ببخش              


یاب تو را به جاه و جلالت دهم قسم     جرم گذشته عفوكن و ماجرا ببخش                

 
یارب مرا ببخش به اهل صلات و صوم     یعنی به نور صفوت اهل صفا ببخش         

    

 یارب تو را به نور جمالت دهم قسم      كز ظلمتم رهان و به نور هدا ببخش        


یارب به نور ظلمت خاصان درگهت     این بنده را به ختم همه انبیا ببخش         


یارب از این معاصی بسیار بی‌شمار
مستوجب عقوبتم؛ امّا مرا ببخش

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 8:35  توسط amir  | 



فروردین با فروردین : (خوب) سازگاری مثبت واقع بینی و آگاهی به صفات مثبت یکدیگر 


فروردین با اردیبهشت: (متوسط) خودپسندی و میل به حاکمیت از ویژگی های مشترکشان می باشد 


فروردین با خرداد : (بد ) پر جنب و جوش بی قرار تنوع طلب و سرکش 


فروردین با تیر : ( متوسط ) برون گرا ایده آلیست امکان مشکل وجود دارد 


فروردین با مرداد : (خوب ) پیوند موفقی خواهد بود چون هماهنگی وجود دارد 


فروردین با شهریور : ( بد ) یکی پاک سرشت و انسان دوست دیگری جسور و جاه طلب 


فروردین با مهر : ( بسیار خوب ) افرادی منصف و معتقد به تساوی حقوق زن و مرد 


فروردین با آبان : ( بد ) آزادیخواه سلطه گر خواهان تنهایی و درون گرا 


فروردین با آذر : ( عالی ) کم ترین اختلاف و هیاهو از مشخصات بارزشان است 


فروردین با دی : (بد ) تفاهم چندانی با هم ندارند مرموز و محافظه کار می باشند 


فروردین با بهمن : ( بد ) سلطه گر آرمان گرا موقعیت درک یکدیگر را ندارند 


فروردین با اسفند : ( متوسط ) با مشکل مواجه است ممکن است پیوند خوبی باشد 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 7:55  توسط amir  | 

 


 

 1-خنده یك مكانیسم دفاعی و كنار آمدن با استرس، تحقیر، خجالتزدگی و درد است.

 2-خنده باعث افزایش سطح انرژی بدن میگردد.

 3-خنده باعث كاهش استرس و تنش روانی میگردد.

 4-خنده باعث كاهش درد میگردد.

 5-خنده باعث افزایش روحیه فرد و احساس خوب نسبت به خود داشتن میگردد.

 6-خنده باعث بهبود كاركرد مغز میگردد. خنده باعث تحریك هر دو نیمكره مغز گردیده و در عملكرد آنها تعادل ایجاد میكند.

 7- خنده باعث ماساژ دادن ارگان های شكمی و بهبود كاركرد آنها، تقویت عضلاتی كه ارگانهای شكمی را در جای خود نگه میدارند، و افزایش و بهبود عمل جذب و هضم میگردد.

  8-خنده باعث تقویت یادگیری و تمركز میگردد.

 9-خنده باعث كاهش تنش عضلانی میگردد.

 10-خنده یك تمدد اعصاب و تكنیك تن آرامی رایگان و آسان است.

 11-هنگام خنده فشار خون و سرعت ضربان قلب شما افزایش می یابد. اما بلافاصله پس از اتمام خنده فشار خون كاهش می یابد(كمتر از حد طبیعی)

 12-خنده باعث تغییر رفتار ما میشود. پس از خنده ما بیشتر صحبت كرده وتماس چشمی و فیزیكی بیشتر برقرار میكنیم.

 13-خنده باعث كاهش سطح هورمونهای استرس میگردد. این هورمونها كه در هنگام تجربه استرس و خشم ترشح میگردند باعث سركوب سیستم ایمنی بدن، افزایش پلاكت های خون و افزایش فشار خون میگردند.

 14-خنده باعث تقویت سیستم ایمنی میگردد. خنده سلولهای T وB و گاما اینترفرون را افزایش میدهد.

 15-خنده ممكن است به سرفه و سكسكه بیانجامد كه باعث پاك شدن مجاری تنفسی از مخاط اضافی میگردد.

 16-خنده باعث افزایش ایمنوگلوبین A میگردد كه از مجاری تنفسی در برابر ارگانیزمهای بیماریزا دفاع میكند.

  17-خندیدن یك نوع فعالیت بدنی هوازی میباشد.100بار خندیدن معادل 15 دقیقه فعالیت با دوچرخه ثابت میباشد. خنده باعث كاهش فشار خون، افزایش جریان خون در بدن و افزایش اكسیژن رسانی در بدن میگردد.

 18-خنده باعث ورزش دیافراگم وعضلات شكم، تنفسی، صورت، پا و كمر میگردد.

 19-خنده باعث تخلیه انرژی و احساسات منفی و مخرب میگردد.

 20-خنده با افزایش اكیسژن رسانی باعث تسریع بهبود زخم ها میگردد.

 21-خنده كوتاهترین مسیر میان دو فرد است.

 چگونه شوخ طبع باشیم:

 ناهمخوانی (با عقاید، تصورات)، غیر منتظره بودن، غافل گیر كننده بودن، ممنوع بودن (اعمال، رفتار و شخصیت)، و تاخیردر درك (به اصطلاح گرفتن مطلب) همگی میتواند فاكتورهای شوخ طبعی باشند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 7:57  توسط amir  | 

 

زن از این متأثر نمیشود که به او توجه کنید، بلکه تأثر او از این است که به او توجه کنید و بعد از او دور شوید   (تواین)

با زنان همانطور که با کودکان سر و کار دارید رفتار کنید  ولی همانطور که با ملکه صحبت میکنید با او سخن بگویید   (وایلد)


کار زن افراط و تفریط است، اگه دوست بدارد از شدت محبت بی زار میشود و وای به حال زمانی که دشمنی پیدا کند  (ولتر)

از دستپخت زن تعریف کن تا در کنار اجاق خود را قربانی کند   ( دیل کارنگی)

ازدواج کار خوبی است، ولی بهتر است این کار را انجام ندهید   (سامبرست)


زن چون کراوات است، هم مرد را زیبا نگه میدارد هم حلقوم او را می فشارد   (ویکتور هوگو)

بوسه مرد علامت عشق و بوسه زن علامت تسلیم اوست   (بال زاگ)

در میان جانوران 3 جانور هستند که اکثر اوقات خود را صرف آرایش میکنند گربه-مگس و زن  (شارل بوآیه)


در زندگی یک مرد 2 روز ارزش دارد : روزی که با زنی آشنا میشود و روزی که او را به خاک می سپارد   (ویکتور هوگو)

نگهبان زن زشتی اوست   (مثل عربی)

هرگاه میخواهید از کسی انتقام بگیرید او را به ازدواج ترغیب کنید   (برنارد شاو)


راز از هر نوعی بر قلب زنان فشاری غیر قابل تحمل می آورد   (پوشکین)

مردها آنچه را که می شنوند از یک گوش وارد و از گوش دیگر خارج می سازند، اما زنان از 2گوش وارد و از دهان خارج می کنند   (برنارد شاو)

زن با نگاه خود آتش می افروزد و بیهوده می کوشد تا با اشک خود آنرا خاموش کند   (برنارد شاو)


گرانقیمتترین انگشتری های جهان، انگشتری نامزدی است، چون مرد پس از خرید آن تا آخر عمر قسط میدهد   (چگورا)

در برخورد با تازه عروس  مردها به صورتش نگاه میکنند و خانمها به لباسش   (دیکنز)

زنها فقط 2روز می توانند مردها را خوشبخت کنند، روز عروسی و روز مرگ   (برنارد شاو)
بهترین سفارش نامه زن، زیبایی اوست که در همانجا قابل قبول است   (ارسطو)

زن، وقتی از یک حقیقت دفاع می کند منطقش بسیار ضعیف و قدرت اثباتش بی تأثیر است . ولی اگر همین زن بخواهد از یک دروغ دفاع کند آن وقت کسی را تاب مقاومت در برابر او نیست  (گالیله)

شوهری که بیش ازحد به پاکدامنی زن خود می بالد، احمقی است که بیش ازحد خود را فریب می دهد   (لاروشنوکو)


زن، شیطانی است کامل تر و شیطان تر   (ویکتور هوگو)

اشک، نیرومندترین ماده سیال روی زمین است   (داوینچی)

اگر زنی عصبانی شد، یقین کنید که یک کار انجام نشده دارد و چاره اش در این است که به عصبانیت تظاهر کند   (دیکنز)


برای زن فقط یک بدبختی و مصیبت وجود دارد و او این است که حس کند کسی اورا دوست ندارد   (اعرابی)

اگر تله به دنبال موش برود، زن نجیب هم دنبال مرد   (ضرب المثل سوئدی)

مردها را شجاعت به جلو میراند و زنها را حسادت   (برنارد شاو)


 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 9:23  توسط amir  | 
 

روان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :

  برای مثال: کسی که متولد  23 دی 1356 هست. دی ماه دهم (10) سال است پس :

  1356+10+23 = 1389 = 1+3+8

+9 = 21 = 2+1 = 3

شماره تولد 3 است و اکنون می توانم آن چه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهم .

 

تفسیر اعداد

1- خالق و مبتکر

" یک "ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آن ها طبیعی است.. همیشه دوست دارند تمامی  کارها و مسائل بر حول محوری که آن ها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این  حال  یک ها به شدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارت های سیاسی را یاد می گیرند. همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که " بهترین " باشند. در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگ ترین کمک به آن هاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آن ها را نیز بشنوند.  

2- پیام آور صلح:

" دو "ها سیاستمدار به دنیا می آیند! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آن ها فکر می کنند. اصلا تنهایی را دوست ندارند. دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آن ها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر، چنان چه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند. از آن جایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آن ها را از دست ندهند.  

3- قلب تپنده زندگی:

" سه "ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال، اجتماعی، جذاب، رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل. خیلی کارها را با هم شروع می  کنند اما همه آن ها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایانه تری هم ببینند.  

4- محافظه کار:

" چهار "ها بسیار حساس و سنتی هستند. آن ها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.  

5- ناهماهنگ با جماعت:

" پنج "ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آن ها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود، غالبا  برایشان درد سر ساز می شود. آن ها عاشق تنوع هستند و دوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آن هاست و درهر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آن ها هرگز تمام نمی شود. آن ها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری، تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.  

6- رمانتیک و احساساتی:

" شش "ها ایده آلیست هستند و زمانی خوش حال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آن ها  ازاهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آن ها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آن ها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند. شش ها باید بین چیزهایی که می توانند آن ها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.

7- عاقل و خردمند:

"هفت "ها جستجوگر هستند. آن ها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند. احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آن ها ندارد. با این که در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچ گاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعار آن ها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آن ها فیلسوف های آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند. مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه !  

8- آدم کله گنده :

" هشت "ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستند و طرح ها و نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را باهدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آن ها را رییس ببینند.  

9- اجرا کننده و بازیگر:

" نه "ها ذاتا هنرمند هستند. بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج می کنند. با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کـس برای آن ها فرد غریبه ای به حساب نمی آید. در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد. آن ها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقت ها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آن ها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 9:24  توسط amir  | 

آغاز امامت حضرت مهدی (عج(

 

 

انا المهدی. انا قائم الزمان.منم مهدی. منم قائم زمانه.

انا الذی املاءها عدلا کما ملات جورا .منم که زمین را از عدالت پر کنم همانگونه که از ستم آکنده باشد انا بقیة الله فی ارضه .منم بازمانده (حجت‌های) خدا در زمین ...

 

پس کی از روز وصال تو خبر می‏آید؟

کی شب هجر تو ای دوست به سر می‏آید؟

ر مسافر به دیار و وطنش باز آمد

کی نگار من غمگین ز سفر می‏آید؟

آنی از ساحت دل یاد تو بیرون نرود

 دائما صورت ماهت به نظر می‏آید

نغمه مرغ سحر می‏دهد از صبح خبر

کی پسِ شام فراق تو سحر می‏آید؟

سدّ لطف تو حفاظت کند از ما ای دوست

هر زمان جانب ما سیل خطر می‏آید

پس کی ای دوست پس از این همه خوناب جگر

نخل امید من آخر به ثمر می‏آید؟

ذوالفقار علوی چون که بگیرد در دست

پی آزادی انواع بشر می‏آید

 «ملتجی» منتقم آل محمد، مهدی

پی نابودی هر فتنه و شر می‏آید

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 9:46  توسط amir  | 

 


 

هویج حلقه شده شبیه چشم انسان است..مردمک و عنبیه و خط نوری که به چشم میرسد درست مانند چشم انسان میباشد.تحقیقات نشان میدهد که مصرف هویج باعث افزایش جریان خون در  عملکرد چشم میشود.
 

وقتی گوجه فرنگی رو از وسط دو نیم میکنید چها تا خونه میبینید که قرمزه و دقیقا مثلقلب هستش که اون هم قرمزه و چها تا بخش مجزا داره.تحقیقات نشون داده که گوجه فرنگی خون رو تصفیه میکنه...
 


 

حبه های انگور روی خوشه شبیه قلب هستش و هر دونه اون شبیه سلولهای خونی.امروزه تحقیقات نشون داده که انگور برای حیات قلب بسیار مفیده.


گردو شبیه مغز انسان میمونه .نیم کره راست و نیم کره چپ.قسمت بالای مغز و پایین مغز.حتی چین خوردگی های و پیچیدگی های اون هم شبیه نئو کورتکس میباشد.در حال حاضر میدانیم که گردو ۳۶ مرتبه نورونهای پیام رسان به مغز را گسترش میدهد.

 


تا حالا به لوبیا قرمز دقت کردین ..درسته ..شبیه کلیه انسان هستش ..تحقیقات نشون داده که لوبیا قرمز در بهبود عملکرد کلیه نقش بسزایی داره.

ساقه کرفس شبیه به استخوان است و این نوع از سبزیجات در استحکام استخوان بسیار موثر میباشد.استخوانها تشکیل شده از ۲۳٪ سدیم و کرقس هم ۲۳٪ سدیم داره.چنانچه در رژیم غذایی شما سدیم وجود نداره کرفس میتونه این کمبود رو جبران کنه. 

آوکادو و گلابی و بادمجان برای سلامت سرویکس و رحم درخانمها بسیار موثر میباشد.امروزه تحقیقات نشان میدهد که اگر خانمها در هفته یک عدد آوکادو مصرف نمایند هورمونهای آنها متعادل میشود و از بروز سرطان رحم جلوگیری میکند.جالبه که بدونید ۹ ماه از شکوفه کردن آوکادو تا رسیدن میوه آن طول میکشه...


انجیر پر از دونه هستش که وقتی که رشد میکنه بصورت دوتایی رو درخت آویزونه(تا حالا دقت نکردم).انجیر باعث افزایش تعداد و حرکت اسپرم مرد و همچنین جلوگیری از عقیم شدن میشود.

Sweet potatoes (نمیدونم فارسیش چی میشه )شبیه لوزلمعده هستش که باعث تعادل قند خون در بیماران دیابتی میشود.


زیتون به سلامت و عملکرد تخمدان کمک میکند.


 

کریپ فروت و پرتقال و انواع مرکبات شبیه غده های شیری هستند و در سلامت سینه و جنبش غدد لنفاوی در سینه موثر است.
 


 

پیاز شبیه سلولهای بدن میباشد.امروزه تحقیقات نشان داده است که پیاز نقش مهمی در خروج مواد زائد در بدن را داراست.و باعث ریزش اشک و شستشوی لایه مخاطی چشم میگردد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 9:16  توسط amir  | 

 

 

 

 

 

در تمام کشور ها براي اينکه عاشق و معشوق بتوانند احساسات خود را به يکديگر منتقل کنند از راههاي زيادي استفاده مي کنند با صحبت کردن ، نامه نوشتن ، نگاه کردن ..اما معمولترين روش استفاده از گل است .خود واژه ي گل سمبل عاشقي مي باشد .اما بد نيست با نشانه هاي تمام گل ها قدري آشنا بشويدتا اگر موقعي خواستيد احساس خود را به عاشق يا معشوق خود عرضه کنيد بدانيد تا چه گلي را هديه کنيد يا گلي را که هديه گرفته ايد چه معنا و مفهومي دارد ...

 www.hamtaraneh.com


 

 

گل مريم: نشانه نجابت و پاکي معشوق است و اگر عاشقي آن را تقديم معشوق نمايد
 مي خواهد بگويد که به عفت و عشق او اطمينان کافي دارد .www.hamtaraneh.com

 

 


گل ياس: نشانه آنست که عشق و دوستي بايد دو جانبه باشدوگرنه بي ثمر است و علامت آن است که عشق عاشق اگر از جانب معشوقه پذيرفته نگردد او را ترک مي نمايد و فراموشش مي نمايد.


www.hamtaraneh.com
گل زرد: نشانه اي است بر احساسات تنفر آميز عاشق نسبت به معشوق خويش.

 


گل بنفشه
: نشانه آنست که عاشق از دلدارش مي خواهد با او مهربان باشد اورادوست بدارد و در رنج و شادمانيش شريwww.hamtaraneh.comک و سهيم باشد .

 

 


گل يخ: نشانه اي است بر نا اميدي و رنج عشق .www.hamtaraneh.com

 

 


گل نرگس:
نشانه اي است بر شوريدگي عاشق که از معشو قه مي خواهد با او يکرنگwww.hamtaraneh.com باشد.
 

 


گل لاله: نشانه آنست که عاشق حاضر است در راه معشوق از جان خويش هم بگذرد و هرچه که او بخواهد انجام دهد.www.hamtaraneh.com
 

 


 گل ميخک: نشانه آنست که عاشق قلب خودش را که بهترين هديه هاست به معشوق ز جان گرامي تر تقديم www.hamtaraneh.comمي کند.
 

 

گل نسترن: نشان آنست که عاشق از خيانت معشوق به تنگ آمده و دلش مي خواهد از او کwww.hamtaraneh.comه عشق را با هوس مخلوط کرده است بگريزد.

 

 

گل مرواريد: نشانه اي است بر آخرين حرف هاي دل عاشق و آخرين ناله هاي قلب ديوانه اش.
 

www.hamtaraneh.com
گل شقايق: نشانه اي است از عشق شور انگيز عاشق به معشوق و نشانه ي تپيدن هاي قلب

 اوست در آرزوي ديدار معشوق .www.hamtaraneh.com


 


گل سرخ : نشانه عشق آتشين است عشقي که عاشق مي خواهد خود را در ميان شعله هايش قربان معشوق نمايد.

 

www.hamtaraneh.com

 

 


گل اطلسي: را هر که براي معشوق بفرستد از او مي پرسد که آيا او را دوست دارد يا نه.


گل بيد مشک: نشانه آنست که عاشق کينه معشوقه بي وفا را به دل نمي گيرد و با فرستادن شاخه اي از اين گل به او مي گويد من تو را مي بخشم زيرا گناه از من و سرنوشت من است.
 


گل ناز: نشانه آنست که عاشق در عين  حال که ناز معشوقه را دوست دارد دلش مي خواهد او فسونگري را کم کند و به سوي وي روي آورد .
 


گل مرزنگوش: نشانه نفرت عاشق و نفرين اوست که براي معشوق مي فرستد .
 

گل شب بو : نشانه آنست که عاشق از معشوق خود تمناي بوسه دارد و از دور او را مي بوسد.
 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 7:59  توسط amir  | 

                                              

 

گل ها به دليل تنوع نامحدودشان در هر شرايطي معاني ويژه و خاصي داشته و تاثير جاودانه اي بر هديه شوندگان خود دارند. آگاهي از معاني رنگ گل ها، تعداد شاخه هاي گل در يک دسته و غيره مي تواند ما را در اهداي درست و افزايش تاثيرگذاري آنها ياري دهد. فراموش نکنيد که لازم نيست حتما منتظر موقعيت و اتفاق خاصي براي هديه گل به کساني که دوستشان داريد باشيد، در حقيقت گل هديه ايست که اگر به صورت غير منتظره تقديم شود ارزش بيشتري دارد. 

 


معني تعداد شاخه گل ها بصورت کلي:


 در يک دسته


1 شاخه گل: نشانه توجه يک فرد به طرف مقابل  


3  شاخه گل: نشانه احترام به طرف مقابل  


5  شاخه گل:نشانه علاقه و محبت به طرف مقابل  


7  شاخه گل: نشانه عشق   


معني تعداد شاخه گل هاي رز در يک دسته


  1  شاخه رز: يک احساس عاشقانه فقط براي تو  


  3   شاخه رز: دوستت دارم  


  5   شاخه رز: بي نهايت دوستت دارم  


  12   شاخه رز: عشق ما به يک عشق دو طرفه تبديل شده است 

  
  36   شاخه رز: احساس وابستگي رمانتيک 


  99   شاخه رز: عشق من براي تو جاودانه و تا ابد مي باشد  


  365   شاخه رز: هر روز سال به تو مي انديشم و دوستت دارم   


همچنين 10 شاخه گل لاله عموما به نشانه يک عشق بي نظير بکار برده مي شود.

 
معني رنگ رزها:


رز قرمز: رز قرمز کم رنگ به نشانه «دوستت دارم» مي باشد و رز قرمز پر رنگ به معني زيبايي بي انتهاست. 


رز زرد: امروزه رز زرد به معني شادي و خوشحالي مي باشد ولي در گذشته رز زرد معني کاهش ميزان علاقه و وفاداري را داشت.


رز سفيد: رز سفيد به معني عشق روحاني و پاک است و در دسته گل عروس به معني احساس عاشقانه شادي آور مي باشد. 

رز ارغواني: اين رز به معني تمايل و اشتياق فرد به طرف مقابل است و رز نارنجي به معني «من فريفته و دلباخته تو هستم» مي باشد. 

رز معطر: بدين معني است که عشق در نگاه اول بوجود آمده است. 


رز صورتي: رز صورتي کم رنگ به معني تحسين، ستايش، وقار و شايستگي و زيبايي مي باشد و رز صورتي پر رنگ به معني تشکر از طرف مقابل است.


به طور کلي تمام رزهاي کم رنگ به معني دوستي با طرف مقابل مي باشند. 


ترکيب رنگ هاي مختلف رز


 در يک دسته گل


ترکيب رز زرد و قرمز در يک دسته گل به معني «تبريک» در هر مناسبتي مي باشد.


ترکيب رز زرد و نارنجي در يک دسته گل به معني علاقه زياد به طرف مقابل است.  


ترکيب رز قرمز و سفيد به معني يگانگي و اتحاد با طرف مقابل مي باشد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 6:53  توسط amir  | 

 

مردي که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به ياد آورد قرار مهمّي دارد؛ ارتفاعش را کم

کرد و از مردي که روي زمين بود پرسيد :

"ببخشيد آقا؛ من قرار مهمّي دارم ، ممکنه به من بگوييد کجا هستم تا ببينم به موقع به قرارم مي رسم يا نه؟"

مرد روي زمين : "بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متري در طول جغرافيايي "۱٨'۲۴ﹾ۸۷ و عرض جغرافيايي "۴۱ '۲۱ , ۳۷ هستيد."

مرد بالن سوار : " شما بايد مهندس باشيد."

مرد روي زمين : "بله، از کجا فهميديد؟؟"

مرد بالن سوار : " چون اطلاعاتي که شما به من داديد اگر چه کاملا ً دقيق بود به درد من نمي خورد و من هنوز نمي دانم کجا هستم و به موقع به قرارم مي رسم يا نه؟"

مرد روي زمين : " شما بايد مدير باشيد. "

مرد بالن سوار : " بله، از کجا فهميديد؟؟؟"

مرد روي زمين : " چون شما نمي دانيد کجا هستيد و به کجا ميخواهيد برويد. قولي داده ايد و نمي دانيد چگونه به آن عمل کنيد و انتظار داريد مسئوليت آن را ديگران بپذيرند.

 واقعيت اين است که شما هنوز در موقعيت قبلي  هستيد؛ هر چند ممکن است من در بيان موقعيت شما چند ميليمتر خطا داشته باشم!"
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 7:6  توسط amir  | 

                                                                                                                 

 

1. در زندگي و معاشرت با ديگران، نرم‌افزار باشيم ، نه سخت‌افزار.                                                    

2. براي پسوند فايل زندگي اجتماعي و خانوادگي، از سه كاراكتر «ع»، «ش» و «ق»، استفاده كنيم.

3. هيچ‌گاه قفل سي‌دي قلب مردم را نشكنيم كه « تا تواني دلي به دست آور ، دل شكستن هنر نمي‌باشد ».

4. چنانچه در كاري شكست خورديم ، آن را « Shut Down» نكنيم بلكه آن را « Restart» كنيم.

5. براي مانيتور زندگي‌مان، بك‌گراند (Background) سبز يا آبي را در نظر بگيريم نه سياه يا دودي.

6. براي سيستم قلبمان از مانيتورهاي تخت و صاف (Flat) استفاده كنيم.

7. براي فايل‌هاي اسرار زندگي‌مان، پسورد (password) بگذاريم و آن را مخفي (Hidden) كنيم.

8. همواره پيش از سخن گفتن ، سي پي يوي فكرمان را به كار بيندازيم.

9. بر صفحه مشكلات مردم، كليد F1 باشيم و آنان را كمك و راهنمايي (Help) كنيم.

10. اگر شخصيت ما  بزرگ و والاست، اين نوع شخصيت، نبايد به ما اجازه دهد كه با هر كسي چت (Chat) كنيم و هر كسي با ما چت كند.

11. اگر از كسي بدي و كم‌لطفي ديديم، آن را «Save» نكنيم بلكه آن را «Delete» نماييم و حتي آن را از ريسايكل‌بين (Recyclebin) قلب مان كاملاً محو كنيم.

12. به ديگران اجازه ندهيم در «سي دي رام» زندگي‌مان هر نوع «سي دي» را كه بخواهند ، قرار دهند.

13. خانه و دفتر كارمان، به روي مردم نيازمند، «Open» باشد.

14. براي حل اختلافات زناشويي ، روي گزينه « گذشت و ايثار »، دابل كليك (Double click) كنيم.

15. تا حرف كسي تمام نشده ، اسپيكر (Speaker) خود را روشن نكنيم.

 16. در سايت زندگي شخصي‌مان، يك رُوم (Room) به نام مشكل‌گشا (Moshkelgosha) بسازيم تا ديگران با ما چت (Chat) كنند.

17. هنگام مشاهده خوبي‌ها و نيكي‌هاي ديگران، بلافاصله كليد پرينت اسكرين (Print Screen) را بزنيم و از آن ها تصوير بگيريم.

 18. در زمان ناتواني، درماندگي و تاريكي زندگي ديگران ، كليد « Power » براي آنان باشيم.

 19. نگذاريم هر كسي در رُوم (Room) زندگي‌مان چت نمايد و در اين صورت، او را ايگنور (Ignore) كنيم.

20. چشم‌هاي مان را به روي عيب‌هاي پنهان مردم، «Close» كنيم.

21. گاه و بي‌گاه، كامپيوتر زندگي‌ ما هنگ (Hang) مي‌كند كه بايد آن را با « فكر »، « مشورت » و «برنامه‌ريزي»، ري‌استارت (Restart) كنيم.

22. براي كپي گرفتن از ديسكت زندگي ديگران، نخست آن را ويروس‌يابي و سپس ويروس‌كشي كنيم.

23. مواظب باشيم كه رايانه زندگي زناشويي‌مان، ويروس غرور و لج‌بازي به خود نگيرد كه در اين صورت، ممكن است هيچ آنتي‌ويروسي نتواند آن را از بين ببرد.

24. فايل‌هاي مهم زندگي خود را گاه به گاه، اسكن (Scan) كنيم تا اگر به ويروسي آلوده شده باشند ، سريعاً مشخص شود.

 25. پيش از پرينت گرفتن از سخنان مان، پيش‌نمايش چاپ (print preview) آن را مشاهده كنيم.

26. اگر روزي رايانه زندگي ما با همسرمان هنگ كرد ، سه كليد « كنترل اعصاب »، « انصاف» و «دليل عصبانيت» را بزنيم.

27. هارد مغز خود را از برنامه‌هاي غيرمفيد ، پر نكنيم ، تا فضا را براي نصب برنامه‌هاي مفيد ، تنگ ننماييم..

28. براي اين كه از ديدن مانيتور زندگي، بيشتر لذت ببريم، كارت گرافيك بالا براي آن تهيه كنيم.

29. اگر لازم است كه مانيتور رايانه ما داراي رنگ‌هاي متنوع و متعدد باشد ، ولي مانيتور ارتباطات ما با مردم، حتماً بايد يك‌رنگ باشد.

30. در خطاطي كامپيوتري، از برنامه «كِلْك» هم مي‌توانيم استفاده كنيم اما در خطاطي زندگي، از برنامه «كَلَك» نبايد استفاده كنيم.

31. بكوشيم تا خوش اخلاقي را به جاي اين كه در رم (Ram) و حافظه موقت داشته باشيم، در رام (Rom) و حافظه پايدار داشته باشيم تا در هنگام آغاز (Start) ارتباط با ديگران، آن را به كار گيريم.

32. اگر مي‌خواهيم در زندگي خويش موفق و خوشبخت باشيم، بايد خودمان زيرمنوهاي Programs را دقيقاً تنظيم كنيم و نبايد بگذاريم كه ديگران اين كار را براي ما انجام دهند اگر چه مي‌توانيم در اين زمينه ، با آنان مشورت كنيم.

33. در كيس (Case) مستكبران و زورمداران، «سي دي رام» نباشيم بلكه «سي دي ناآرام» باشيم.

34. قانون كپي‌رايت زندگي اجتماعي به ما اجازه نمي‌دهد كه سي دي بدي‌ها و عيب‌هاي ديگران را رايت كنيم.

35. در سايت زندگي، هميشه لينكِ (Mahabbat) داشته باشيم و هيچ گاه براي اين سايت، فيلتر نگذاريم.

 

                                                                         

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 6:50  توسط amir  | 

تولدت مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 7:8  توسط amir  | 
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 22:58  توسط amir  | 

                                                                                                                  

1. دو چیز است که جزای آن را در دنیا می دهند : ظلم ، و بدرفتاری با پدر و مادر.

2. سخن حق را از هر کس شنیدی بپذیر، اگر چه دشمن و بیگانه باشد و ناحق را از هر که شنیدی نپذیر، اگر چه دوست و نزدیک باشد.

3. خوشا به حال آن کس که باطنش نیکو و ظاهرش خوب است و شرش به دیگران نمی رسد.

4. هرکس که به درستی و حقیقت مسلمان شده باشد ، هرگز آنچه را که به خود نمی پسندد در حق دیگران روا نمی دارد .

5. جامه ای که بر پیکر دیگری بپوشانی، برایت پاینده تر از جامه ای است که خود آن را به تن کنی .

6. بهترین شما  کسی است که بر اهل و عیالش مهربان تر باشد.

7. دو خصلت است که بهتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا  و مفید بودن برای مردم .

8. خوشا به حال آن کس که زیادی مال خود را ببخشد و از سخن گفتن زیاد خودداری کند .

9. در این جهان فقط یک چیز دچار تحول نمی شود و آن خداوند است .

10. هر که تیغ ستم برکشد ، با همان تیغ کشته خواهد شد .

11. در مصاحبت کسی که تو را همسنگ خود نداند خیری نیست .

12. دو چیز را پیوسته در یاد دار: خدا  و مرگ . دو چیز را فراموش کن: نیکی خود و بدی دیگران .

13. بهترین جهاد آن است که با نفس و هوی و هوس خود مبارزه کنید.

14. کسی که خودخواهی و اسراف پیشه کند، از برتری و بزرگواری می افتد.

15. هر که بر مرکب باطل سوار شود ، آن مرکب او را در سرزمین پشیمانی پیاده خواهد کرد .

16. دو چیز عجیب است: «سخن حکمت آمیزی که سفیه گوید»، آن را بپذیرید ؛ و «سخن زشتی که خردمند گوید»، از آن در گذرید.

17. روزگار دوگونه است: روزی به سودت و روزی به زیانت، روزی که به مراد تو است سرکشی مکن و روزی که به زیانت بود، شکیب ورز.

18. زیاده روی در ملامت و سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور می سازد.

19. دینِ مرد  خرد اوست؛ کسی که عقل ندارد، دین ندارد.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 9:17  توسط amir  | 

                                                       

بزر گترين حق خداوند بر تو اينست که : فقط او را بپرستي و در عبوديت

کسي او را شريک نگرداني  که اگر اين کار را از روي اخلاص انجام دهي 

خداوند بعهده گرفته است که امور دنيا وآخرت تو را کفايت کند.

حق نفس بر تو اينست که :

به اطاعت خداوند عزوجل در آوري.

حق زبان بر تو اينست که :

گرامي اش داشته.به گفتار زشت آلوده نسازي.وبه سخن نيک عادت دهي

ومسائلي  را که هيچ فائده در آن نيست ترک کني

وبه مردم نيکي نموده.با انان پسنديده سخن گوئي

حق گوش بر تو اينست که :

از شنيدن غيبت پاک سازي او را و از مجموعه سخنان حرام باز داري.

حق چشم بر تو اينست که :

از نگاه حرام باز داري و از نگاه خود عبرت گيري.

حق دست بر تو اينست که :

آنرا به سوي محرمات دراز نکني.

حق پا بر تو اينست که :

به سوي محرمات نرود.بر همين پاها (فرداي قيامت ) در صراط مي ايستي

پس مواظب باش که پاهايت از صراط نلغزد (که در اتش جهنم خواهي افتاد

)به جهنم نيفتي.

حق شکم بر تو اينست که :

آنرا ظرفي براي حرام قرار ندهي وبيشتر از سيري در آن نريزي.

حق نمازبر تو اينست که :

بداني نماز ورود بر خداوند عزوجل است و تو در آن حال در مقابل خداي

متعال ايستاده اي واگر اين را بداني همچون بنده اي ذليل و حقير که رغبت

به رحمت خدا دارد و ترس از عذاب او دارد واميد به قبول بسته وخوف و

نيازمند وبا کمال فر وتني در حال تضرع وبا وقار سکينه مولايش را تعظيم

مي کند به نماز مي ايستي و نماز را با حضور قلب بخواني ودر آن حدود

وحقوق قانون نماز را انجام دهي.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 10:59  توسط amir  | 

                                                          


مگر مي توان علي را به زبان بشر معرفي کرد؟مگر پيامبر نبود که خطاب به او فرمود:اي علي!
کسي تو را نشناخت جز خداي تو و من پيامبر.
پس چگونه مي توانيم اورا معرفي کنيم و حقيقت اورا تصويرنماييم؟آنچه در معرفي ذکر مي شود شامل بخشي از ابعاد وجودي اوست.او در جهان وجود چنان آبرويي کسب کرد که اگر شبهه شرک نبود،تا حد معبود بالا مي رفت و تا سرحد تقديس ستوده مي شد.نه تنها مردم زمان و محيط او علي را نشناختند،براي عصر و زمان ما هم او وجودي نشناخته است.
او کوهي از عقل و ولايت و کانون خرد و فضيلت بود.نوري بود که در دل شبهاي تار مي درخشيد و مردم را به سوي حقيقت دعوت مي کرد.با نام علي نام اسلام به ذهن مي آيد،همان گونه که بانام اسلام نام علي همراه است.او پناهگاه پاکان و پرهيزگاران بود و حامي و ياور ملت.چنان به رشته محکم ايمان چسبيده بود که گويي با آن پيوند ابديت دارد.همان گونه که ابن عباس گفته بود:مانه مانند اورا ديده ايم و نه نظير اورا ازکسي شنيده ايم.
هيچ کس چون علي درميان جمع نبود:جمع فقيران،پيران،کودکان يتيم،بيوه زنان و...وهيچ کس چون علي در عين زندگي در جمع تنها و غريب نبود.به زندگي جمعي عشق مي ورزيد ولي جمعش چنان نابسامان بود که او ناگزير مي فرمود:به خداسوگند دوست دارم که خدا مرا ازميان شما ببرد و به سوي رحمت خود فرا خواند.
به فرموده قرآن که آدمي سه روز مهم در مرگ و زندگي دارد امام علي هرسه آن را به بهترين وجه واجد است:روز تولدش درخانه خدا،روز شهادتش در مسجد خدا و روز قيامت هم در آغوش رحمت خداست.او به جهانيان ثابت کرد که"لِلحَقِّدَولةً و للباطِلِ جَولَة"حق براي هميشه جاودان مي ماند و باطل پس از چند صباحي نابود مي گردد.

 

مقام حضرت علي‌(ع) از زبان نبي اكرم(ص)

پيامبر عاليقدر اسلام(ص) مي‌فرمايد:
مَنْ ارادَ أنْ يَنْظُر الي نوحَ في تَقْواهْ
وَ الي ابراهيمَ في حِلْمِهْ ,
وَ الي موسي في هَيْلتِهْ ,
و الي عيسي في عِبادَتِه ,
فَلْيَنْظُرَ الي عَليِّ بن ابيطالب   (بحارالانوار ج39 / ص35 )
هركسي بخواهد به تقواي نوح(ع) بنگرد,
و نيز به حلم و بردباري ابراهيم(ع) بنگرد,
و نيز به هيبت و شكوه موسي(ع) بنگرد,
و نيز به عبادت عيسي(ع) بنگرد, بايد آن شرائط را فقط در شخصيت والاي علي‌بن ابيطالب جستجو كند.

ايمان حضرت علي(ع) از زبان نبي اكرم(ص)
نبي مكرم اسلام(ص) مي‌فرمايند: لَو انَّ السَّماواتِ وَالاَرضِ وُضِعَتْ في كَفَّةٍ وَ وُضِعَ ايمانُ عليٍّ في كَفَةٍ لَرَجَحَ ايمانُ علي(ع)
هر آينه اگر همه آسمانها و زمين در كفه‌اي از ترازو و ايمان علي(ع) در كفه‌ ديگرش گذاشته شود, حتماً كفه ايمان علي(ع) سنگين‌تر خواهد بود.

علم حضرت علي(ع) از زبان نبي اكرم(ص)
پيامبر خدا(ص) فرموده: انا مدينة العلم و عليٌّ بابها  ينابيع‌المودة ج1 / ص 85
من شهر علم و علي دروازه‌ي آن است.

                        

شهادت
وقتي كه عبدالرحمان بن ملجم مرادي صبح روز 19 ماه رمضان در محراب مسجد كوفه

ضربت شمشيرش را بر فرق اميرمؤمنان علي(ع) در هنگام نماز فرود آورد و آنحضرت

در خاك و خون غلطيد و فرمود:
بسم‌الله وباالله و علي ملة رسول‌الله فزت و رب‌الكعبه ( منتهي‌الامال ج1 / ص 174)
به خداي كعبه رستگار شدم, آنگاه از خاك محراب برمي‌داشت و بر فرق سرش مي‌ريخت و مي‌فرمود:
منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تارة اخرت  ( طه / 55)  
ما شما را از خاك آفريديم و در آن باز بازمي‌گرديم و از آن نيز بار ديگر شما را بيرون مي‌آوريم.
مردم كوفه به سر وصورت خود مي‌زدند و فرياد و اعلياه سر مي‌دادند, جبرئيل هم در ميان زمين و آسمان فرياد برآورد و مي‌گفت: تَهَدَّمَتْ وَاللهِ اركانُ الْهُدي وَانْفَصَمَتْ العْرُوَةُ الْوُثقي, قُتِلَ ابْنُ عَمَّ الْمُصْطَفي, قُتِلَ عليٌّ الْمُرتَضي 
منتهي‌الامال ج1 / ص 174
به خدا پايه‌هاي هدايت فروريخت و ديواره‌ي عروة الوثقي (دژ پولادين آيين خدا) در هم شكست و پسرعموي محمد مصطفي به قتل رسيد, علي مرتضي به شهادت رسيد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 9:36  توسط amir  | 

                                                                                                                                            

شاید برای همه شما پیش آمده باشد که وقتی از عطری استفاده می کنید در نهایت خوشبویی که دارد گاهی زود بوی آن رفته  و در اصطلاح می پرد و انگار نه انگار که عطری استفاده شده است،در این مقاله قصد داریم تا نکاتی را بیاموزیم که بوی عطر شاید کمی دیرتر بپرد.البته باید توجه داشت که ماندگاری عطر به خود عطر و مواد تشکیل دهنده آن نیز ربط دارد..
 

حفظ پوست سالم و افزایش بوی عطر

1- پوست سالم رمز استفاده موفق از محصولات آرایشی و زیبایی است.ابتدا مطمئن بشوید که پوست شما پیش از استفاده از عطر کاملا شسته و تمیز است..

2- توجه کنید که چه نوع مواد بهداشتی پوست و بدن باعث می شود که بدن شما بوی تندی داشته باشد. اگر از عطر برای این منظوراستفاده می کنید که بوی بدن شما را بپوشاند، این بو وعطر به مدت طولانی نمی ماند و سرانجام بوی بدن شما بر عطر غلبه می کند
  3- اگر بوی بدن شما به شکلی است که اثر عطر را از بین می برد، قبل از به کار بردن عطر از محصولات بهداشتی و آرایشی مناسب استفاده کنید.
 

4- دقت کنید که عطر را در جایی که ماده بوبر یا ضد عرق استفاده کرده اید، به کار نبرید. بوبرهایی با رایحه ملایم بوی عطر شما را نمی پوشاند، بلکه آن را افزایش می دهند. بوبرها هر نوع بوی عرق را از بین می برند و باعث می شوند که رایحه عطر به خوبی بدن شما را خوشبو کند.

5- قبل از استفاده از عطر مطمئن شوید که خراش و زخم روبازی بر روی پوست خود ندارید، زیرا ترکیب عطر با مایعات بدن باعث ایجاد بوی نامطبوع می شود.

 
 
ایجاد رطوبت برای طولانی ترکردن زمان عطر

1- عطرها در محیط مرطوب ماندگاری بیشتری دارند. قبل از استفاده از عطر، ابتدا حالت پوست خود را ارزیابی کنید؛ آیا پوسته پوسته و خشک است یا مرطوب و سلامت است.

2- اگر پوست شما خشک است، از یک کرم مرطوب کننده استفاده کنید تا به ایجاد رطوبت و نرمی پوست شما کمک کند. توجه داشته باشید که کرمی انتخاب کنید که مشابه بوی عطر شما باشد.

3- پیش از استفاده از عطر، اجازه بدهید تا کرم نرم کننده به خوبی توسط پوستتان جذب بشود.

4- مطمئن بشوید که قسمتهای حساس بدنتان مرطوب شده است. اصلی ترین بخش های بدن برای پاشیدن عطر مچ، گردن و پشت زانوی شما است.

5- عطر را بر روی بدن خود بپاشید و اطمینان حاصل کنید که در قسمتهای اصلی قرار گرفته است تا ماندگاری بیشتری داشته باشد.

 

 
6- یادتان باشد که عطر را پیش از پوشیدن لباس به خود بزنید. اگرچه ممکن قسمتهای اصلی که یادآور شدیم با لباس پوشیده شود، اما هنگامی که عطر را مستقیما به روی پوست خود بزنید، عطر ماندگاری بیشتری نسبت به زمانی که به روی لباس خود بزنید، خواهد داشت.

7- اگر پوستی دارید که پس از زدن کرم مرطوب کننده، خشک باقی می ماند؛ باید عطر را در طول روز و شب در نقاط مختلف بدن تکرار کنید؛ زیرا پوست خشک عطر را می مکد و رایحه آن را زودتر از بین می برد.

8- طبیعتا بوهای تند بیشتر از بوهای ملایم ماندگاری دارند. پس در انتخاب عطر خود دقت کنید
 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 7:39  توسط amir  | 

 

الف- اندازه لباس: اندازه و مناسب بودن لباستان براي حس اعتماد به نفس بسيار مهم است.
«ژاکت» مثال بسيار خوبي است. ژاکت شل و گشاد باعث مي‌شود که شما نامرتب جلوه کنيد. ژاکتي که اندازه شما باشد، شما را تميزتر و مرتب‌تر نشان مي‌دهد و باعث مي‌شود که با اعتماد به نفس بيشتري بايستيد و راه برويد. در اينجا، نمونه‌هاي ديگري نيز براي شما مطرح مي‌کنيم تا ببينيد که هر لباسي در چه اندازه‌اي به شما اعتماد به نفس خواهد داد.

 شلوار: شلوار مناسب آن شلواري نيست که به تنتان چسبيده باشد، بلکه بايد کاملا اندازه باشد. فکر نکنيد که اگر شلوار دقيقا اندازه شما باشد، انحناي بدنتان را مشخص خواهد کرد؛ چه بسا شلوارهاي اندازه - نسبت به شلوارهاي گشاد - شما را لاغرتر و صاف‌تر نشان خواهد داد.

 ژاکت و کت و پيراهن و بالاپوش: پوشيدن بالاپوش‌هايي که در قسمت کمر تنگ مي‌شود کمک مي‌کند که هيکلتان موجدار و متناسب ديده شود و زنانه‌تر است.
به ياد داشته باشيد که لباس‌هاي بيش از حد گشاد و شل و ول شما را قدکوتاه و نامرتب نشان مي‌دهد.

 کفش: گاهي اوقات، پوشيدن کفش‌هاي پاشنه بلند باعث لنگ زدن مي‌شود و کسي آن را نمي‌‌پسندد؛ اما اگر کفشي انتخاب کنيد که مناسب و برازنده شما باشد و پاشنه بلندي هم داشته باشد، باعث مي‌شود که قدبلندتر و لاغرتر و جذابتر به نظر برسيد.
ب- رنگ لباس: سر تا پا مشکي پوشيدن باعث مي‌شود که لاغرتر و صافتر جلوه کنيد؛ اما پوشيدن لباس‌هاي رنگي به ديگران نشان مي‌دهد که شما از اينکه به چشم بياييد، نمي‌‌ترسيد. همچنين، لباس‌هاي رنگي کمک مي‌کند تا قسمت‌هايي را بپوشانيد که نمي‌‌خواهيد مورد توجه قرار بگيرد.

رنگ سفيد محبوب است

در لباس‌هاي سفيد آرامش و تازگي وجود دارد که آنها را شيک مي‌سازد! اين عقيده طراحان مد و لباس است. به خصوص اگر اين رنگ در روزهاي گرم سال پوشيده شود، شيک‌تر هم جلوه خواهد کرد.

1- مراقب باشيد که کجا لباس سفيد مي‌پوشيد:
از آنجايي که سفيد نور را منعکس مي‌کند و هر چيزي که در زير آن قرار داشته باشد را بزرگتر جلوه مي‌دهد، پارچه سفيد را براي هر لباسي استفاده نکنيد زيرا آن بخش‌هايي از بدن شما که بزرگ هستند را بزرگتر جلوه مي‌دهد. در عوض مي‌توانيد لباس سفيد را براي بخش‌هايي از بدن که کوچک هستند، استفاده کنيد تا عيب بدنتان پوشيده شود.

2- از لباس کشباف سفيد چشم بپوشيد:
اگر شما يک پرستار، تازه عروس، يا حتي يک کودک زير پنج سال هستيد، لباس کشباف سفيد را به گوشه کمد لباس‌هايتان بفرستيد؛ اين لباس شما را ريز، کوچک و حتي کوتاه‌تر نشان مي‌دهد.

3- در عروسي سفيد نپوشيد:
اگر شما عروس هستيد يا عروسي متعلق به شماست، سفيد بپوشيد، در غير اين صورت سعي نکنيد لباس سفيد يک دست را براي مهماني شب انتخاب کنيد. سعي نکنيد با عروس که بزرگترين روز زندگي‌اش است، رقابت کنيد. با تمام اين تفاسير، اگر شما هيچ رنگ ديگري را دوست نداريد و فقط سفيد به شما مي‌آيد و تنها رنگ انتخابي شماست، سعي کنيد از رنگ کرم نزديک به سفيد، به جاي رنگ سفيد عاجي، پوست تخم‌مرغي يا صدفي استفاده کنيد. پس نااميد نشويد و سايه‌اي ديگر از رنگ سفيد را به جاي سفيد خالص امتحان کنيد. دقت کنيد که پوشيدن رنگ سفيد بهترين راه براي شيک به نظر رسيدن، آرامش داشتن و لذت بردن از هواي گرم است. اگر اين اصول را به‌کار ببريد، وقتي لباس مي‌پوشيد، حتما آرام و زيبا به نظر خواهيد آمد.

 

لباس مناسب براي خانه
1- لباس‌هايتان را طبقه‌بندي کنيد.
همانطور که لباس‌هايتان را براي مراسم ختم، عروسي، مهماني‌هاي کوچک و بزرگ تقسيم‌بندي مي‌کنيد، اين برنامه‌ريزي را براي لباس‌هاي خانگي خود هم داشته باشيد، به اين صورت که حتما لباسي براي نظافت خانه در نظر بگيريد. همچنين از پيشبند براي پخت غذا استفاده کنيد و به اين تقسيم‌بندي، لباس خواب را هم اضافه کنيد.

2- هماهنگ بپوشيد.
نگاهي به لباس‌هاي خانگي که در کمد داريد بيندازيد و ببينيد کدام يک از اين بلوز و شلوارها مي‌توانند با همديگر پوشيده شوند و به قول معروف ست شوند. با اين نگاه، لباس‌هايي که احتياج به کامل شدن را دارند انتخاب کنيد.

3- حواستان به جنس لباس باشد.
ر لباسي که مي‌خريد بايد جنس خوبي داشته باشد. چرا که اين لباس‌ها بيشتر کثيف مي‌شوند و احتياج به شستشوي بيشتري پيدا مي‌کنند. پس گول قيمت ارزان را نخوريد و سعي کنيد آنچه مي‌خريد جنس خوبي داشته باشد تا به زودي کهنه و بيرنگ و رو نشود.

4- در خانه، لباس پررنگ‌تر ي بپوشيد.
هر کدام از ما يک رديف رنگي خاص در ذهن داريم اما خانه فضايي است که چهار ديواري بودن و اختياري بودنش اين اجازه و جرأت را به ما مي‌دهد تا رنگ هاي ديگر را هم امتحان کنيم و از رنگ‌هاي جديداستفاده کنيم و از ديد ديگران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 7:27  توسط amir  | 

                                                                                                       

هر فردي بايد بداند كه چگونه مي‌تواند با ديگران ارتباط برقرار نمايد. به ياد داشته باشيد كه عدم مهارت‌هاي رفتار با ديگران، سبب دلسردي و نااميدي مي‌شود. يك انسان موفق مي‌داند كه كار كردن با ديگران به خصوص در دنياي كنوني، ارتباطي توام با مهارت را مي‌طلبد. جامعه‌شناسي مي‌گويد: «هنگام برخورد با مردم به خاطر داشته باشيد كه با مخلوقات منطقي طرف نيستيد، با موجوداتي كه سرشار از غرور، خودبيني و تعصب هستند، طرف هستيد.» در اين نوشته سعي شده است تا برخي از قوانين اصلي ارتباطات انساني در فضاي كاري به شما معرفي شود. پس با ما همراه باشيد.

1- ديگران را با نام صدا بزنيد:                 
اين خوشايندترين صدا براي گوش هر كسي است. وقتي نام فردي را به كار مي‌بريد، در حقيقت پيغام خود را تنها براي آن شخص ارسال مي‌كنيد. اين كار شما سبب مي‌شود فرد مقابل دريابد كه براي او اهميت و ارزش قائل هستيد. جملات خود را با اسامي افراد بياميزيد و با سوالاتي نظير: «علي، امروز خوب هستي؟» آغاز نماييد.

2- اشتباه خود را بپذيريد:                                     
اگر اين مسئله را بپذيريد كه اعتراف به اشتباهات در محيط كار، يكي از ستوده‌ترين اعمال است، پس با اعتراف به اشتباه خود، هرگز فكر نخواهيد كرد كه وجهه خود را از دست خواهيد داد.
يادمان باشد در اعتراف به اشتباهاتمان زياده روي نكنيم مثلا لازم نيست با عذرخواهي فراوان در جلسات، اقدام به بيان اشتباهات خود نماييد. جمله «من اشتباه كردم و متوجه آن هستم» كفايت مي‌‌كند.

3- ديگران را با معيارهاي بالا در نظر بگيريد:
اندك افرادي در بين ما هستند كه معمولا عقل‌كل خطاب مي‌‌شوند. به نظر مي‌رسد اين گونه افراد فكر مي‌كنند كه هيچ كس جز خودشان قادر به انجام صحيح امور نيست. جزو اين گروه از افراد نباشيد. به قابليت‌هاي ديگران اعتماد نماييد. در واقع به آنها در انجام دادن كارها به بهترين وجه ممكن اطمينان داشته باشيد. اين به معناي داشتن انتظارات بيش از حد نيست.
باور داشتن يك فرد او را تشويق به انجام كارها با حداكثر توان مي‌كند و از نااميدي جلوگيري مي‌كند.

4- علاقه‌اي صادقانه  از خود نشان دهيد:
به سخنان خود دقت كنيد و بدانيد چه وقت بايد آنها را بيان كنيد. هر فردي در محيط كار شما، داراي سابقه‌اي از علايق و تجارب و سلايق گوناگون است. حتي اگر نقطه اشتراكي با هم نداريد، در مورد اطرافيانتان اطلاعات كسب نماييد. مردم دوست دارند كه ديگران آنها را به خاطر داشته باشند پس در سخن گفتن دقت نماييد.

5- از ديگران تعريف و تمجيد كنيد:          
در مورد تعريف خود صريح باشيد و نشان دهيد كه در مورد آنچه كه فرد انجام داده است، آگاهي داريد، به طور مثال بگوييد: «علي، تو خيلي خوب جلسه را اداره كردي به خصوص وقتي همه از مسير موضوع اصلي منحرف شده بودند». در عين حال سعي كنيد به ندرت و فقط زماني كه واقعا نياز است، انتقاد نماييد، انتقاد را طوري بيان كنيد كه مانند يك نصيحت سازنده از طرف دوستي قابل اعتماد در نظر گرفته شود.

6- مراقب حرف‌هايتان باشيد:                          
اگر قصد نداريد، كاري را انجام دهيد، هرگز نگوييد كه آن را انجام خواهيد داد. يادتان باشد اعتبار شما، ارتباطي تنگاتنگ با گفتارتان دارد. اگر به قول خود عمل نكنيد، در مورد كارهاي بزرگ به شما اعتماد نخواهد شد و در نتيجه پيشرفتي حاصل نمي‌شود.

7- قدرداني و سپاسگزاري فراموش نشود:
اگر فردي لطفي به شما كرد، تشكر نماييد و مقابله به مثل كنيد و اين را بدانيد كه شما به خودي خود مستحق لطف نيستيد و كسي به شما بدهكار نيست. پس تشكر فراموش نشود.

8- با فكر و ملاحظه باشيد:                             
اگر قبل از صحبت نمودن خوب فكر كنيد شايد هيچ‌وقت، ابهامي در گفتارتان سبب سوء تعبير نشود.در صورت بروز سوءتفاهم يادمان باشد، نظرات ديگران را محترم بشماريم. ببينيد چرا آنها اين‌گونه فكر مي‌كنند. به جاي مشاجره از ديگران بخواهيد در مورد مواضع‌شان توضيح دهند، مجبور نيستيد، موافقت كنيد، اما مي‌توانيد بگوييد: «من متوجه هستم شما چه مي‌گوييد.»

9- از خودگذشتگي فراموش نشود:                  
بد نيست گاهي اوقات از مكان شغلي خود خارج شده، به ديگران در كارهاي‌شان كمك نماييد. اين عمل را بدون اين‌كه از شما درخواست شود، انجام دهيد، گفتن: «كمك لازم نداريد؟» شما با اين كار، ديگران را تشويق به از خودگذشتگي نموده و در نتيجه محيط كاري مثبت قوي ايجاد خواهد شد و ديگر اين كه براي خود لطفي دو جانبه را خريداري مي‌نماييد، چرا كه مهرباني هميشه باز مي‌گردد.

10- متواضع و فروتن باشيد:                        
يادمان باشد اگر به كاميابي دست يافتيم، خود از آن تعريف نكنيم بلكه ديگران خود متوجه آنها گردند، «همچنان كه گفته‌اند، مشك آن است كه خود ببويد نه آن كه عطار بگويد.»

11- به حفظ آبروي ديگران كمك كنيد:          
اگر همكارتان اشتباهي كرد با خنديدن به اشتباهي كه شخص (نه با خنديدن به خود شخص) مرتكب شده، به همراه ضربه‌اي دوستانه به شانه‌هاي او از پريشاني‌اش بكاهيد و بگوييد: «اين براي بهترين افراد هم ممكن است پيش بيايد.» با اين كار به او و ديگران اطمينان مي‌دهيد كه دنيا به پايان نرسيده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 12:14  توسط amir  | 

من باور دارم ...
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم
به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست ندارند نيست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست دارند نمى‌باشد.

من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.

من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترين فاصله‌ها. عشق واقعى نيز همين طور است.

من باور دارم ...
که ما مى‌توانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.

من باور دارم ...
که زمان زيادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.

من باور دارم ...
که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آن‌ها را مى‌بينم.

من باور دارم ...
که ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.

من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.

من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام گيرد را در زمانى که بايد انجام گيرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.

من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آيند و ما را نجات
مى‌دهند.

من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا اين به من اين حق را نمى‌دهد که ظالم و بيرحم باشم.

من باور دارم ...
که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.

من باور دارم ...
که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.

من باور دارم ...
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.

من باور دارم ...
که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

من باور دارم ...
که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا تغيير دهد.

من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.

من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم تغيير يابد.

من باور دارم ...
که گواهى‌نامه‌ها و تقديرنامه‌هايى که بر روى ديوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.

من باور دارم ...
که کسانى که بيشتر از همه دوستشان دارم خيلى زود از دستم گرفته خواهند شد.

من باور دارم ...
که شما بايد اين متن را براى کسانى که بهشان باور داريد بفرستيد. مثل همين کارى که من ( حالا ایندفعه منو میگه ها ) کردم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 11:41  توسط amir  | 

 

 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 10:33  توسط amir  | 

 

                                                                                                

ساختمان فعلي حرم امام حسين(ع) از ابنيه تاريخي دوران صفوي و عثماني و قاجار بوده و متشکل از يک صحن، رواق‌ها و حجره‌هاي متعددي در گرداگرد آن است.
 برخي از حجرات از ويژگي خاصي برخوردارند، چرا که چندين عالم و شخصيت در آن‌جا مدفون‌اند از جمله بقعه و حجره‌اي که قبور ميرزا محمد تقي شيرازي (رهبر انقلاب مردمي عليه انگليس) و ميرزا محمدتقي خان اميرکبير در آن قرار دارد. 

آگاهي نسبت به يک مکان مقدس ديني از جمله حرم امامان و مضاجع شريف آن بزرگان باعث عمق بخشيدن به زيارت و استفاده دوچندان از اين گهرهاي گم‌شده و غريب مي‌گردد.

* محمدباقر وحيد بهبهاني
(1118-1206ﻫ‌‌ ق)
القاب: مروج مذهب، محقق ثالث، علامه ‌ثاني
نام ‌پدر: محمد اکمل ‌بهبهاني از نوادگان شيخ مفيد
مادر: دختر نورالدين بن ملا محمدصالح مازندراني داماد علامه مجلسي
محل‌ ولادت: اصفهان
محل دفن: کربلا، داخل حرم پايين پاي شهداي کربلا
هجرت‌هاي‌علمي: از اصفهان به نجف، از نجف به بهبهان، از بهبهان به کربلا
خدمات: تلاش ‌در جهت مبارزه با اخباري‌گري و اخباری‌گرايي
او در ابتداي کار طريق اخباريان را پسنديد و مدتي نيز با آن‌ها هم‌مسلک گشت ولي در پژوهش‌هايش دلائلي بر نادرستي اين روش يافت که موجب شد از اين نحله فکري بيرون آيد و به همراه شيخ يوسف بحراني راه مبارزه با آن را در پيش گيرد.
تأليفات: فوائد ‌حائريه، حاشيه ‌بر مسالک 

* ملاحسينقلي همداني
(1239-1311ه‌ق)
نسب: ايشان از نوادگان جابر بن عبدالله انصاري صحابي مشهور پيامبر(ص) هستند.
پدر: رمضان‌علی که به چوپانی و پینه‌دوزی مشغول بوده است.
علت ‌تسمیه: به جهت نذر، پدر نام او را نوکر امام حسین(ع) نهاد
محل ولادت: شوند درگزین در همدان
محل دفن: کربلا، صحن‌ مطهر امام‌حسین(ع)، حجره چهارم
هجرت‌های ‌علمی: از زادگاهش‌ به ‌تهران، از تهران به سبزوار (ملاهادی‌سبزواری)، از سبزوار به نجف (شیخ مرتضی انصاری در فقه و سید علی شوشتری در اخلاق)
ویژگی‌ها: پایه‌گذار مکتب ‌اخلاقی، تربیت ‌شاگردانی ‌فقیه ‌و متخلق
مبارزه با صوفی‌گری، تأکید بر خودشناسی و توجه‌ به مسائل سیاسی و اجتماعی
شاگردان: سید عبدالحسین ‌لاری (فقیه ‌و رهبر مبارزه ‌علیه انگلیس ‌در منطقه جنوب ایران)، سیدجمال‌الدین اسدآبادی، سید محمد سعید حبوبی (فقیه و رهبر انقلاب عراق علیه انگلیس)، سید محمد باقر بهاری (در مبارزه با امپراتوری روسیه فتوای تحریم اجناس روسی را صادر کرد) 

* شیخ ‌یوسف‌ بحرانی
(1107-1186ه ق)
پدر: شیخ احمد که در کنار تحصیل علم با ماهی‌گیری گذران زندگی می‌نمود.
محل تولد: قریه «ماحوز» در بحرین
محل دفن: کربلا، حرم مطهر امام ‌حسین(ع)
هجرت‌های‌ علمی: بر اثر هجوم خوارج و ناصبی‌ها به شیعیان، به قطیف هجرت کرد، شش سال از خرمن علم شیخ احمد بلادی خوشه چید، بعد از آن به شیراز هجرت کرد و 14 سال در کنار تدریس دروس عالی حوزه عهده‌دار منصب امامت‌ جمعه شیراز بود. 8 سال در فسا ماند و در سکوت این شهر«حدائق ‌الناضره‌ فی احکام ‌العتره الطاهره» را نوشت. بعد از آن به مشهد و قم و بهبهان رفت و کتاب «اجوبه ‌المسائل ‌البهبهانیه» را نوشت، او که تمایلی به اخباری‌گری داشت، به کربلا رفت. سخنان وحید بهبهانی دو سوم شاگردان او را به شیوه اجتهاد و اصول برگرداند ولی صاحب حدائق با بینش سیاسی بالای خود آرزوی بروز اختلاف میان علمای شیعه را بر دل استعمار نهاد.
خدمات: تربیت شاگردانی هم‌چون سید بحرالعلوم، میرزای ‌قمی
ملا مهدی ‌نراقی، صاحب ریاض، و ...
تألیفات: الحدائق‌الناضره، النفحات‌ الملکوتیه ‌فی ‌رد علی ‌الصوفیه، سلاسل‌ فی ‌تقیید لابن ‌ابی‌الحدید
 
* شیخ ‌محمدتقی ‌حائری ‌شیرازی، میرزای‌دوم
(1258-1338ه ق)
پدر: عالم صالح و عارف کامل میرزا محب علی شیرازی
محل ولادت: شیراز
محل دفن: کربلا، صحن مطهر امام حسین(ع) قسمت‌ شرقی قبله
هجرت‌های علمی: از شیراز به کربلا، از کربلا به سامراء.
پس از وفات سید محمدکاظم یزدی، مرجعیت واحده‌ی شیعیان جهان شد و ادامه عمر خویش را در کربلا سپری کرد.
ویژگی‌ها: رهبری انقلاب مردم عراق بر ضد استعمار پیر انگلیس در سال 1920 میلادی و تشکیل «الجمعیه‌الاسلامیه» در همین راستا و تربیت شاگردانی از قبیل شیخ‌ آقابزرگ ‌تهرانی، شیخ‌ عبدالکریم ‌حائری (مؤسس ‌حوزه)، شیخ ‌محمد جواد بلاغی، آیت‌الله ‌شاه‌آبادی (استاد اخلاق)، آیت‌الله مرعشی نجفی
تألیفات: حاشیه ‌بر ‌مکاسب‌ و رسائل ‌شیخ‌ انصاری، شرح‌الارجوزه ‌الرضاعیه ‌و کتاب ذخیره‌العباد لیوم المعاد و ... 


* میرزا محمدتقی خان امیرکبیر
(1222-1268ه ق)
پدر: کربلایی محمد قربان معروف به کربلایی
محل ولادت: هزاوه از محله‌های فریمان
محل دفن: کربلا، صحن مطهر امام حسین(ع)
ویژگی‌ها: صدارت اعظم در زمان ناصرالدین شاه
از نظر اخلاق دارای درستي و راست‌کرداري بود به قول رضاقلي‌خان هدايت که او را نيک مي‌شناخت؛ به رشوه و عشوه کسي فريفته نمي‌شد. دکتر پلاک اتريشي مي‌نويسد: «پول‌هايي که مي‌خواستند به او بدهند و نمي‌گرفت، خرج کشتنش شد. او به گفته و نوشته‌ی خویش اعتبار می‌نهاد». به قول نويسنده صدرالتواريخ: «از براي حکم خود ناسخ قرار نمي‌داد. هرچه مي‌گفت، به جا مي‌آورد، به هيچ وجه حکم او ناسخ نداشت».
خدمات: تأسیس ‌چاپارخانه، تأسیس ‌دارالفنون، ترویج‌ ترجمه‌ و انتشار کتب ‌علمی، ایجاد روزنامه ‌و انتشار کتب، ترویج ‌ساده‌نویسی و لغو القاب، استخراج ‌معادن، گسترش کشاورزی و آبیاری و ... 

* سید محمدباقر موسوی ‌قزوینی ‌حائری، صاحب‌ ضوابط الاصول
(متوفای1264ه ق)
از شاگردان شیخ موسی بن جعفر است که در صحن مقدس امام حسین (ع) مدفون می‌باشد. 

* ابن خازن
(متوفای 518 ه ق)
در اواسط قرن هشتم در بیت علم متولد شد و سال‌ها از محضر پدر بزرگوارش عزالدین ابومجد فرزند شمس‌الدین محمد خازن و علمای دیگر امثال فخرالمحققین بهره‌مند بود اما بیشتر مراتب علمی او از محضر شیخ محمد بن مکی نصیب او گردید. ابن‌خازن قبل از فاضل مقداد از اساتید بزرگ عراق بود و امثال سید علی نیلی و شیخ احمد بن فهد حلّی از نیز محضر او بهره‌مند بودند و خود به مقام استادی رسیدند. تاریخ دقیقی از وفات او به دست نمی‌آید. ظاهراً در اوایل قرن نهم وفات نموده است.
محل دفن: کربلا، حرم امام حسین (ع) 

* محمد حسین ‌اصفهانی؛ صاحب ‌فصول (متوفای 1261ه ق)
شيخ محمد حسين فرزند عبدالرحيم مشهور به صاحب فصول یکی از اساتيد بزرگ و فقهای معروف اصولی جهان تشيع است. وی برادر صاحب حاشيه (شيخ محمدتقی اصفهانی) است. شيخ محمد حسين از فضلای کرسی درس سيد رياض و پسرش سيد محمد مجاهد و مرحوم شريف العلماء به شمار می‌رفت.
محل دفن: کربلا، حرم امام حسین (ع) 

* محمد صالح‌ برغانی؛ صاحب ‌مخزن ‌البکاء
(متوفای 1275ه ق)
ملا محمد صالح برغانی طالقانی فرزند ملا محمد از علمای قزوین می‌باشد.
ایشان کتابی در تفسیر با عنوان «لوامع‌التنزیل» دارند که هنوز به چاپ نرسیده است. این تفسیر رویکردی روایی ـ کلامی دارد و نسخه خطی آن در کتابخانه محمد صالح‌ برغانی موجود است.
محل دفن این عالم فرزانه در حرم امام حسین (ع) می‌باشد.
از دیگر علمایی که قبر شریف‌شان در حرم امام حسین (ع) قرار دارد، می‌توان به ابوعلی همام کاتب، شیخ محسن ابوالحب، میرزا محمد شفیع ثقه‌الاسلام، شیخ حسین اردکانی و میرزا مهدی حسینی شیرازی اشاره داشت.

* تمام مطالب از کتاب‌های گلشن ابرار  تالیف جمعی از مولفان و هدیه‌الاحباب(الکنی والقاب) شیخ عباس قمی(ره) برگرفته شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 8:24  توسط amir  | 

                                                                                                         


تا به حال شده کسی فقط با چند کلمه یا بدتر با سکوت سنگین خود، قلبتان را در سینه بشکند؟ شما چی؟ تا به حال اینکار را با کسی کرده اید؟ همیشه راهی برای خندیدن و عشق ورزیدن دوباره وجود دارد.

مراحل

1.     سعی کنید دلیل ناراحتی خود را بفهمید. دقیقاً چه موقع این حس ناراحتی در شما به وجود آمد؟

2.     به این فکر نکنید که تقصیر که بوده است. همه اشتباه می کنند. اصلاً خودتان را نگران آن نکنید.

3.     برای اینکه حس راحت تر و بهتری پیدا کنید، یک فعالیت تسکین بخش و ریلکس کننده انجام دهید. یک حمام داغ، مدیتیشن، خواندن کتاب یا هر کاری که آرامتان کند.

4.     بعد از یکی دو ساعت، یعنی هر زمان که احساس کردید آمادگی آن را دارید، به این فکر کنید که آیا می توانید احساسات آن فرد را بپذیرید یا نه.

5.     اگر توانستید خود را بقبولانید، به او زنگ بزنید، برایش یادداشت بگذارید یا هر کاری که لازم باشد را انجام دهید. شاید دوست داشته باشید که رو در رو با او صحبت کنید. البته این امکان وجود دارد که آنها نخواهند شما را ببینند یا با شما حرف بزنند، اما باید تلاش خود را بکنید. حتی اگر از شما رو برگرداندند، حداقل با خودتان می گویید که تلاشتان را کردید. شاید آنها هم متوجه تلاش شما بشوند.

6.     پیش بروید. وقتی حس کردید که می توانید دوباره دریچه قلبتان را رو به دیگران باز کنید، کس دیگری را برای خود پیدا کنید.

7.     لبخند بزنید. جدی می گویم. لبخند زدن به شما کمک می کند که حس بهتری پیدا کنید و اگر چند تا دوست خوب و نزدیک پیدا کنید و با هم بخندید و اوقات خوشی را بگذرانید، مطمئناً دوباره یادتان می آید که زندگی بدون آن فرد هم چقدر زیباست.

8.     قانون دو ساله را به خاطر آورید. یاد گرفتن یک کار، عادت کردن به یک شهر جدید، و همچنین التیام قلب شکسته دو سال زمان می برد. اگر قبل از اینکه این فکر به خاطرتان بیفتد، مراحلی که در این مقاله عنوان می شود را دنبال کنید، بیش از اندازه خوشبین و دلسرد خواهید شد. نتیجه واقعی زمانی حاصل می شود که انتظار معقولی داشته باشید.

9.     لحظه ای که آن فرد اخرین قطره خون را هم از قلب شما که هنوز می تپد، بیرون می کشد، دست از بحث کردن با او بردارید و به هیچ وجه سر اینکه حق با کیست و با کی نیست جدل نکنید. هر موقع که می خواهید از حق به جانب بودن خودتان دفاع کنید، دست نگه دارید و روی یک چیز کاملاً متفاوت تمرکز کنید.

10. همه یادگاری های آن فرد را جمع کرده و داخل یک جعبه بگذارید—این یادگاری ها احتمالاً شامل یک قاب عکس، یک خوراکی، یک عطر و شاید یک سی دی موسیقی باشد. بعد در موقعیت بعدی مثلاً شب جمعه ای که همیشه با او می گذراندید، سی دی را داخل دستگاه بگذارید، از آن عطر به خودتان بزنید و آن خوراکی را بخورید، چراغ ها را خاموش کنید و تا می توانید گریه کنید. بهترین زمان برای اینکار وقتی است که تنهای تنها در خانه هستید.

11. خاطره ها را کنار بگذارید. وقتی در مرحله 2، آرامش خودتان را دوباره به دست آوردید، موسیقی را خاموش کنید، شکلات هدیه را کنار بگذارید، و یادگاری های دیگر داخل جعبه بگذارید. قاب عکس را بیرون نگه دارید.

·         هر روز هفته بعد را وقتی از کنار قاب عکس رد می شوید، بلند با خود بگویید "تو و همه خاطره هاتو فراموش کرده ام" و دست از فکر کردن به او بردارید.

·         هر روز دو هفته بعد را وقتی از کنار قاب عکس رد می شوید بلند بگویید، "دلم برات تنگ شده" و باز دست از فکر کردن به او بردارید.

·         هر روز سه هفته بعد را وقتی از کنار قاب عکس رد می شوید بلند رو به عکس بگویید، "من واقعاً متاسفم".

12. عکس عشق سابقتان را با یکی از عکس های خودتان جایگزین کنید. اما آن عکس را همانجا نگه دارید و فقط یکی از عکس های خودتان را کنار آن قرار دهید. بعد هر روز که از کنار آن رد می شوید، باز به عکس درون قاب بگویید که متاسفید. بله، برای خودتان متاسفید که این همه وقت را با کسی سپری کردید که ارزش و قیمت شما را ندانست و دیگر به هیچ وجه برایتان مهم نیست.

13.  بگذارید زمان قلب شکسته تان را التیام دهد. تا الان یک ماه از تاریخ قطع رابطه شما گذشته است. با یکی از دوستانتان به جایی بروید که همیشه با عشق قدیمیتان می رفتید (یادتان باشد که به هیچ وجه تنها آنجا نروید). یکبار و فقط یکبار به دوستتان بگویید که همیشه با دوست قبلیتان به این رستوران یا برای خرید به این فروشگاه می آمدید. بعد چیزی بخورید یا همان کاری که قبل ها با عشقتان می کردید، را بکنید، فقط با یک فرد جدید. دوستی که با او راحت باشید و بتواند مکالمه را خوب پیش ببرد.

14.  هر روز با خودتان تمرین کنید که با خودتان صادق باشید.

15.  هر شب قبل از خواب کتاب بخوانید. ممکن است تا آن موقع اصلاً کتاب خواندن را دوست نداشته اید اما هیچ چیز بهتر از خواندن کتاب شما را از دریای تفکراتتان بیرون نمی کشد. کتاب خواندن به التیام قلب شکسته شما کمک می کند.

16. سعی کنید با آدم های جدید آشنا شوید بعد از دو ماه کم کم کسی را جایگزین عشق از دست رفته کنید.

17.  با دیگران حرف بزنید. بادوستانتان حرف بزنید. آنلاین با افرادی که نمی شناسید چت کنید و آنوقت است که می فهمید هزاران نفر مثل شما وجود دارند که خیلی خوب می توانند به شما کمک کنند.

نکات

·         دیگر به هیچ عنوان با کسی که قلبتان را شکسته است قراری نگذارید. اینکار به هیچ وجه به درمان و التیام شما کمک نمی کند.

·         وقتی می خواهید قب شکسته تان را التیام بخشید، دیگر تلفن ها و پیام های فرد مورد نظر را جواب ندهید. این کار هم هیچ سودی به حالتان نخواهد داشت و نه تنها التیامتان نمی دهد بلکه دردتان را بیشتر می کند.

·         قلب شکسته شما به خاطر این التیام پیدا نمی کند که دوباره مجذوب آن فرد شوید و دوباره او را به دست آورید. وقتی خودتان را وارد این پروسه فکری می کنید، بستنی بخورید (بستنی را می توانید جایگزین یک پیاده روی طولانی یا شنا هم بکنید). به تنها چیزی که نباید فکر کنید بودن دوباره با آن فرد است. فکر کنید هیچ راهی برای برگشت وجود ندارد.

·         یکبار درمورد این اتفاق با دوستانتان صحبت کنید. اگر نتوانستید صحبت کردن درمورد این موضوع با دوستانتان را به یک جلسه ختم کنید، حرف زدن درمورد جزئیات مطلب را جداً بیشتر از یک ساعت طول ندهید. بعدها به دوستانتان نیاز پیدا می کنید پس بهتر است آنها را به درددل های گاه و بیگاهتان اذیت نکنید.

·         به هیچ وجه برای فراموش کردن عشق از دست رفته، به خوردن، نوشیدن مشروب بیش از حد، سیگار کشیدن یا موادمخدر روی نیاورید. اگر بتوانید در دوسال آینده خودتان را با این موضوع وفق دهید مطمئن باشید که کسی را پیدا خواهید کرد که همیشه دوست داشتید داشته باشید. همه چیز به گذر زمان برمی گردد.

·         داشتن دوست های خوبی که مراقبتان باشند و جلو فکر کردن ها مداوم و غصه خوردن های شما را بگیرند فوق العاده است.

هشدارها

·         اگر آنقدر احساس افسردگی می کنید که به خودکشی تمایل پیدا کردید، سریعاً به پزشک روانشناس مراجعه کنید.

·         اگر بعد از گذشت دو سال هم قب شکسته تان التیام پیدا نکرد، می توانید شهر محل سکونتتان را تغییر دهید.

·         افراد باهوشی که روانشناس هستند می گویند سرعت التیام هر کس با بقیه فرق دارد. آن حس مراقبت از خود و تعهد به خود است که به شما کمک می کند هر چه سریعتر قلب شکسته تان را ترمیم کنید.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 10:5  توسط amir  | 

                                                                            


   
در کعبه، خانه خدا متولد و در خانه خدا به شهادت رسید .
   بزرگ مرد تاریخ پدری مهربان و همسری دلسوزبود، مهربانی او تنها به فرزندانش
   ختم نمی شد زیرا پدری برای یتمیمان بود .
   او را در عالم ، نامیست پا بر جا تا قیامت .
   مردی بزرگ که هرگز به کسی بد نکرد و بد زبانی نکرد ، او حاکمی شجاع و دلیر
   با ایمان و وفادار به عهد بود و بین مردم با عدالت قضاوت می کرد و مهربانیش
   زبانزد بود .
   آن روز را که برادر در تنگدستی بود و به خیال آنکه برادر بیت المال در دست
   دارد او را یاری می کند. به سوی او رفت ،بزرگ مرد در کنار کوره سوزان کار
   می کرد. برادر حاجت خود را گفت ،پس تا چشم گشود سویش فولادی داغ وسوزان
   آمد ، دور شد . پیام از بزرگ مرد شنید :
   تو را این آتش گریزان است ، من چگونه تحمل آتش دوزخ کنم ؟

   بزرگ مرد را ، روزی جنگ با بدان بود .


   در پیکار با او مردی قوی هیکل بود . با هم به جنگ پرداختند ،مرد قوی را
   معرفت نبود آنچه کرد با دل و سر عقل نبود . آب دهان خود بر صورت
   بزرگ مرد ریخت . او که افتخاری بر همه عالم بود.


   آنها شمشیر در شمشیر شدند بزرگ مرد او را برزمین زد ، در میدان چرخشی کرد
   با خدای خود ستایشی کرد.همه اندر کار او متعجب شدند ، که چرا او را نکشد
   که آب دهان بر صورت مردی بزرگ انداخته.


   جنگ به پایان رسید ،از بزرگ مرد سوال کردند آن لحظه چرا وی را یک دم
   نکشتی او گفت :

   آن لحظه مرا خشمی بود، از آب دهان وی در دل ،دور از معرفت بود ،اما جنگ
   من در راه خداست .

   مردی را نیازی بود ، وارد مسجد شد .در خواست کمک کرد ، مردی را تنومند
   و آرام در حال نماز و پر از نیاز دید ، مرد فقیر به سمت او رفت . حاجت بیان
   کرد . بزرگ مرد در نماز بود کاری از او بر نمی آمد ،اما آنچه خدا خوش آید
   انجام داد. در رکوع بود انگشتری که نماد پادشاهی بود را به مرد بخشید .


   کاری که او کرد پیش از آن کس نکرد و این داستان در کتاب مقدس (قرآن)
   بدان اشاره شده. سوره مائده آیه   55 5:55 

 
   حضرت علی علیه السلام نماد معرفت و انسانیت او اسطوره تاریخ است
   از این بزرگ مرد هر چه بگوییم کم است .
   هر که او را الگو گیرد در دنیا و آخرت موفق باشد .
   حضرت علی علیه السلام الگوی بی مثل و مانند است .

   از علی آموز اخلاص عمل شیر حق را دان منزه از دغل
                                                     

                                                                 مثنوی مولانا

   ولادت حضرت علی(ع) برتمامی پداران و شوهران شایسته مبارک باد

  

   بابا نا ن داد . بابا پول داد . بابا بوس داد .بابا عمر داد. بابا! خیلی دوست دارم

   این همون بابا س که دستتو می گرفت تااز جوب بپری، این همون بابای که وقتی

   دیر میومد میزدی زیر گریه می گفتی بابای ،یادت وقتی بچه هامیزدنت میگفتی الان

   به بابام میگم ،وقتی می خواستی کسی رو بترسونی می گفتی بابایه من چاقودار، این

   همون باباس حالا بزرگ شدی  روت نمیشه صورتتش بوس کنی یا شایدم دوری

    نتونی ببینیش اما میتونی با تلفن هر جای دنیا که  باشی حالشون بپرسی

     و تو هنوز همون دختر یا پسر کوچولوی واسه بابات

   

   و یادت باشه اگه پدرت فوت کرده هنوز اون پدرته  میتونی با خوندن یه دعا یا

   فاتحه  هدیه خوبی بهش بدی   مطمن باش خدای مهربون اون هدیه رو بهش

   میرسونه و پدرت  خوشحال میشه

    

   فراموش نکنیم ، پدرا و شوهرا ، واقعا زحمت میکشن  سعی کنیم امروزو

  اون جوری که اون می خوان باشیم غذای مورد علاقشون درست کنیم

   لباسی که اونا دوست دارن تنمون کنیم و....

 

   خلاصه شاد باشیم و دل اون   رو شاد کنیم تو یه سفره  اگه شما فقط نون خالی

   باشه باور کنید و باور داشته باشید   وقتی دلاتون شاد باشه و صفا صمیمت باشه

   مطمئن باشید  اون نون خالی مزه اش از گرونترین وخوشمزه ترین غذا ،بهتره

 

                 دلتون شاد لبتون خندون در پناه یکتای بی همتا 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 8:5  توسط amir  | 
 

 

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

 

چقدر خنده داره که 100  هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

 

چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد یا کلیسا طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!

 

چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

 

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می  کنیم و آزرده خاطر می شیم!

 

چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن یا کتاب مقدس سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

 

چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی مثل کلیسا یا مسجد تمایل داریم!

 

چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

 

چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان کتب مقس و قرآن رو به سختی باور می کنیم!

 

چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری  در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

 

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی  رو  می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 12:9  توسط amir  | 
 
بر اساس تحقیقاتی که در دانشگاه میشیگان صورت گرفته یک زندگی سالم به چهار امر مهم بستگی دارد:
۱- عدم استعمال دخانیات و مشروبات الکلی.
۲- پایین نگه داشتن وزن.
۳- تغذیه‌ی مناسب.
۴- ورزش.
جالب است بدانید از بین ۱۵۳۰۰۰ نفر مورد بررسی قرار گرفته شده فقط ۳ درصد همه‌ی چهار مورد بالا را رعایت می‌کردند.
اکثر مردم وقتی وارد زندگی بزرگسالی می‌شوند به دلیل مشغله های مختلف دچار عادت های بد و ناسالم می‌شوند. همه‌ی ما بار ها و بارها مقالاتی مثل همین را خوانده‌ایم و تصمیم گرفته‌ایم آنها را عملی کنیم ولی نکرده‌ایم.
ولی اگر هرگز شروع نکنیم مطمئن باشید ضرر بزرگی خواهیم کرد و بعد ها افسوس خواهیم خورد. چون زمان و سلامتی و جوانی دیگر هرگز باز نخواهند گشت.
آیا عاقلانه تر نیست با کمی غلبه بر احساس تنبلی چندین سال زندگی شادتر و سالم‌تری برای خود بسازیم؟
در زیر ۴۰ کار مفید برای سلامتی آورده شده که انجام دادن آنها حداکثر ده دقیقه طول خواهند کشید ، فکر می‌کنم برای شروع یک زندگی سالم خوب باشد:
۱- مسواک بزنید.
۲- ۱۵ تا بشین پاشو بروید.
۳- صاف بنشینید.
۴- یک سیب بخورید.
۵- سرخط های مربوط به سلامتی روزنامه ها را بخوانید.
۶- بایستید و کمی به بدنتان کش و قوس بدهید.
۷- ۱۰ بار وزن را از طرفین روی یکی از پاهایتان بیاندازید.
۸- یک لیوان آب بنوشید.
۹- لبخند بزنید.
۱۰- یک نقل قول خوب و روحیه بخش برای دوستانتان ارسال کنید.
۱۱- یک نفس عمیق بکشید.
۱۲- ده دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید.
۱۳- کمربندتان را ببندید.
۱۴- دست هایتان را بشویید.
۱۵- به مادرتان تلفن کنید.
۱۶- یک دستور غذای خوب و سالم را به دوستانتان بدهید.
۱۷- خودکاری که نمی‌نویسد را دور بیاندازید.
۱۸- هنگام آگهی های بازرگانی تلویزیون ۱۰ تا شنا بروید.
۱۹- کمی فلفل به سالادتان اضافه کنید.
۲۰- کنترل تلویزیون را کمی دور بگذارید تا برای عوض کردن کانال بلند شوید.
۲۱- پنجره‌ای را باز کنید.
۲۲- نظری در یک وبلاگ بنویسید.
۲۳- فرزندانتان را بغل کنید.
۲۴- کمی کرم مرطوب کننده و ویتامینه به دستانتان بزنید.
۲۵- از کسی که لیاقتش را دارد تشکر کنید.
۲۶- لباس هایتان را برای فردا آماده کنید.
۲۷- یک بار به جای چای قهوه بنوشید.
۲۸- کلید هایتان را یک جای مشخص قرار دهید.
۲۹- نامه یا ایمیلی دوستانه برای یکی از دوستانتان بفرستید.
۳۰- به یک موسیقی آرامش بخش گوش دهید و ذهنتان را آزاد کنید.
۳۱- ۱۰ دقیقه استراحت کنید.
۳۲- میز کار و صفحه‌ی نمایشگرتان را تمیز کنید.
۳۳- پنج دقیقه Free Rice بازی کنید.
۳۴- یکی از دوستان خوبتان را برای یک شام سالم دعوت کنید.
۳۵- یک خوردنی برای فقیری تهیه کنید و به او بدهید.
۳۶- چشمانتان را ببندید و فکر کنید چه چیزهای خوبی در زندگی دارید.
۳۷- این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
۳۸- دست و صورتتان را بشویید و ۳ دقیقه از پنجره به دوردست نگاه کنید. (برای چشم مفید است.)
۳۹- برای پرنده ها دانه بریزید.
۴۰- یکی از کار های بالا را همین حالا انجام دهید!
کار های بالا هر کدام به نحوی مفید هستند و باعث سلامتی جسمی ، اجتماعی ، روانی و… می‌شوند. انجام دادن هر کدام از آنها حداکثر ۱۰ دقیقه طول خواهد کشید. پس تنبلی را کنار بگذارید و همین الان چند تا را انتخاب کرده و انجام دهید مثلآ ابتدا لبخند بزنید سپس یک لیوان آب بنوشید سپس یک سیب را در حالی که از پنجره به بیرون نگاه می‌کنید بخورید.
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 13:46  توسط amir  | 

 

                                                                                                

 آيا بايد كودكان را آزاد گذاشت تا تلويزيون نگاه كنند؟
تحقيقات اخير دانشمندان مشخص كرده است كه اين موضوع مي‌تواند بر قدرت يادگيري كودكان تاثير بگذارد و شانس موقعيت تحصيلي آنها را كاهش دهد.
 به نظر شما چگونه مي‌توان كودكان را تشويق كرد تا در ديدن برنامه‌هاي تلويزيوني تعادل را رعايت كنند؟
تاكنون وقتي صحبت از تماشاي تلويزيون مي‌شد، هميشه رواج خشونت يا چاقي مدنظر قرار مي‌گرفت اما اين بار دانشمندان آمريكايي و زلاندنويي به تاثير آن روي ضريب هوشي كودكان توجه كرده‌اند.
جالب است بدانيد ضريب هوشي كودكان شش يا هفت ساله به ميزان تلويزيون ديدن آنها در سن سه سالگي و حتي قبل از آن بستگي دارد. اگر قبل از سه سالگي، كودكان بيش از دو ساعت تلويزيون ببينند، در شش يا هفت سالگي نسبت به ديگر كودكان دچار مشكلات بيشتري در خواندن، فهم و به يادسپاري مطالب خواهند بود.
بعد از سه سالگي كودكاني كه بيش از سه ساعت تلويزيون مي‌بينند در دوران مدرسه تنها دچار مشكلاتي در خواندن مي‌شوند. دانشمندان توصيه مي‌كنند، اجازه ندهيد فرزندانتان قبل از دو سالگي تلويزيون تماشا كنند و پس از اين سنين نيز تا حد ممكن ميزان تماشاي آن را كاهش دهيد.
اما در مورد تماشاي تلويزيون در سنين بالاتر، جالب است بدانيد طبق آماري كه دانشمندان زلاندنويي ارائه داده‌اند، اين است كه اكثر كودكاني كه بين 5 تا 11 سالگي خود را وقف تماشاي تلويزيون مي‌كنند، هرگز تحصيلات دانشگاهي خود را به پايان نمي‌رسانند و تماشاي تلويزيون در سنين 13 تا 15 ساله نيز سبب مي‌شود فرد مقطع متوسطه را بدون گرفتن ديپلم ترك كند.. علت اين امر نيز كاملا روشن است، ديدن تلويزيون سبب مي‌شود نوجوان بيشتر به دنبال يك هويت مستقل و كار باشد تا درس خواندن!
 چه بايد بكنيم؟
بهترين كار اين است كه هرگز در اتاق فرزندتان تلويزيون نگذاريد. طبق تحقيقات دانشمندان آمريكايي، كودكاني كه در اتاقشان تلويزيون دارند ضريب هوشي پايين‌تر و مشكلات جدي در خواندن و فهم رياضي دارند. البته هيچ نيازي نيست بيش از اندازه كودكان را از تلويزيون منع كنيد.
برخي برنامه‌ها، سبب بالا رفتن تخيل و فهم كودكان مي‌شوند. ولي ديگر فعاليت‌ها همچون فعاليت‌هاي فيزيكي، گردش، خواندن كتب و بازي بر ديدن تلويزيون ارجحيت دارند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:29  توسط amir  | 
 

 

            

چند لحظه بيشتر تا اذان صبح باقي نيست. صحن خلوته خلوت خلوت .

يه زائر تنها نجوا مي كنه ، يكي ديگه هم يه گوشه نماز مي خونه ، نسيم خنك همه فضاي صحن را به هم وصل مي كنه .

عطر نماز با ذكر و نجوا كه با هم مخلوط مي شه ، يه صدايي صداي گريه اي ، نه ،  ناله اي بلند مي شه. همون جا نشسته ، سرش پايينه ، خودشه .

دل ، يه دل خسته  ، يه دل شكسته ، غريب و تنها شروع مي كنه به حرف زدن . صداي ناله اون توي صحن خلوت مي پيچه .

( آره ، مي دونم كه بين همه دل ها من از همه سياه ترم ، پوسيده ترم ، از بي آبرويي خجالت مي كشم سرم را بالا بگيرم . مي دونم خيلي حقيرتر از اون هستم كه باهات حرف بزنم. جسارت كردم و اومدم پيشت . مي دونم خيلي بزرگي ، مهربوني ، پر از رحمتي و به حرف هاي من گوش مي دي. همين قدر براي من كافيه . ديگه داشتم خفه مي شدم ، اين تنها راهي بود كه داشتم . تو من را خوب مي شناسي . واسه همين مطمئنم نمي تونم بهت دروغ بگم. يادته وقتي به دنيا اومدم چقدر قرمز و قشنگ بودم .

خدا بهم گفت : دل تو مال منه ، تو پاكي ، پر از نوري ، مطهري ، مقدسي . برو و همه را به ياد من بينداز . برو و مواظب عقل ، گوش ، چشم ، زبان و دست و ... باش . برونگهبان حرم باش . وقتي رفتم صدام زد و گفت : دل ! يادت نره ، وقتي بر مي گردي بايد پر از عشق باشي . فقط عشق .

من شاد بودم ، قرمز بودم ، به همه مي گفتم دوستتون دارم . به همه مي گفتم بفرماييد بياييد تو . روزها يك به يك براي من مي گذشت . اما انگار خوشي ها دوام نداشت . يك روز يك دسته مهمان اومدند . نمي دونستم كي اند و چي اند . باهاشون دوست شدم . اون ها مريض بودند . اما من مواظبشون نبودم . با دست هاي كثيفشون روي ديوارام يادگاري مي نوشتند . هر روز كه مي گذشت مهمان ها سياه تر و كثيف تر مي شدند . مهماني ها ادامه داشت . كم كم من هم مريض شدم . دور و برم پر شد از دلهاي مريض . كاشكي مي دونستم اين مهمان ها از كجا مي يان و چرا مريض اند . اصلاً ني دونم چرا اومدند توي حريم من . توي حريم پاك خدا .

دل هاي سليم بهم گفتند پرهيز كن . گفتم اشكال نداره ، خودم خوب مي شم . حالم بدتر شد . بدي ها اومدند تو و در را پشت سر خودشون بستند . همه درها را بستند . قفلشون كردند . كليد اون را پيدا نكردم . يادته گفته بودي اگه نيكوكار باشم ، اگه همه را دوست داشته باشم ، اگه به كسي اخم نكنم ، خدا من را دوست داره . اما من يادم رفت . واي به حالم كه همه دل ها را از خودم رنجوندم .. واي به حال من كه خودم را اسير كردم . هر روز سياه تر مي شدم ، ناخوش تر مي شدم ، دردم مي گرفت ، اما به فكر خودم نبودم ، به فكر هيچ كس ديگر هم نبودم .

يه شب خواب خدا را ديدم ، اومده بود سراغم . بهم گفت :  دل! داري چيكار مي كني ؟ تو مال مني . من دوست دارم . كجا داري مي ري ؟ مگه نمي خواي يه روز برگردي ؟ يه نگاه به خودت بنداز ، تو كه اينطوري نبودي . چرا به خودت سر نمي زني ؟

از خواب بيدار شدم . گرفته شدم . دلم براي خودم سوخت . ياد قديم ها افتادم . گفتم بر مي گردم . اما دست و پام گير بود . زنجيرم كرده بودند . قفل ها آهني بود و سنگين . من كليد نداشتم . ياد دسته كليد افتادم . همون دسته كليد كه خدا گفته بود هروقت قفل شدي با كليدهاي اون قفل ها را با كن . اما من گمش كرده بودم ، من دسته كليدهام را فروخته بودم . بايد يه كاري مي كردم . رفتم سراغ چشم . بهش گفتم :  بس ديگه ، ديگه نمي خوام باهات باشم . خواهش مي كنم هر چيزي را نبين . بهم پوزخند زد و گفت : دل بيچاره! ديگه ديره . اون ها سياهت كردند . بهت قفل زدند . حالام كه رهات كردند . ديگه دير شده . تو تنها موندي!

بغض كردم . رفتم پيش گوش . صدام را نمي شنيد . هر چي فرياد زدم نشنيد . داد زدم : گوش بسه ديگه . نمي خوام بشنوم . بهم گفت : خيلي گوش خراش شدي . حرف نزن . عصباني شدم .

رفتم پيش زبان . كر شدم ، يه لحظه استراحت نمي كرد. گفتم : زبون مي شه ساكت باشي ؟ بسه ديگه ، چقدر دروغ مي گي ، غيبت نكن ، جواب خدا را چي مي خواي بدي ؟ بهم گفت : تو اگه بيل زني ، زمين خودت را شخم بزن . يه نگاه به خودت بنداز . پر از كينه اي ، پر از نفاق ، بخيلي ، حسودي و ... . گفتم : بيهوده نگو ، مؤدب باش . گفت : من را نصيحت نكن ، افسار من ديگه دست تو نيست . درمانده شدم .

رفتم پيش دست . بهش گفتم : تو با من باش ، دزدي نكن ، خير باش ، نيكي كن ، صدقه بده. گفت : بهت نمي ياد . من كار خوب بلد نيستم . گفتم : خدا دوستت داره ، بيا و برگرد ، بدي ها را بگذار كنار . گفت : من بد نيستم . هر كاري كردم ، من نبودم . تو بودي ، تو كردي .

كسي باهام نبود . ترك خوردم . شكستم . باهاشون قهر كردم . با خودم و خدا هم .

گفتم : خدا! اگه من را دوست داشتي اينجا نمي فرستاديم . سر راهم دوستاي خوب مي گذاشتي . منتظرم مي موندي.

صدايي گفت :  من بودم ، من گفتم . تو نديدي ، تو نشنيدي ، تو نخواستي .

توجه نكردم . رفتم توي سطل پر از روغن سياه ، پر از كثيفي ، پر از لجن . ديگه پيشه ام شده بود مردم آزاري . صبح به صبح مي رفتم قفل و زنجير براي خودم مي خريدم و شب به شب مي شمردمشون .

اما من تنها نبودم . كنار من و قلب هاي مريض ، اون دورترها قلب هاي ديگه اي هم بود ، قلب هاي قرمز و سالم ، قلب هاي پاك . اون ها را كه مي ديدم حسوديم مي شد . مي خواستم اون ها هم مريض بشند . رفتم سراغشون ، بهشون سنگ زدم ، اذيتشون كردم ... اما اون ها بهم لبخند مي زدند .

چي شنيدم ؟ اون ها گفتند : من را دوست دارند . مدت ها بود اين حرف ها را نشنيده بودم . عشق ...

واي ، من با خودم چيكار كرده بودم ؟ چي بودم ، چي شدم ؟

مي شنيدم خدا هم بهم مي گفت : دل برگرد . روح پاك من برگرد . سفيد برگرد . تو خوشبويي . رنگ ايماني . برگرد .

زنگ زده بودم . گفتم : آخه چطوري ؟ با چه رويي ؟

قلب هاي سليم بهم گفتند : تو دسته كليدت را گم كردي اما شاه كليد كه هست . شاه كليد را بگير و قفلت را باز كن . شاه كليد را كه گرفتم ، توش عكس يه گنبد بود ، يه گنبد زرد ، يه پنجره فولاد ، يه عالمه دخيل و يه صدا ...! كه مي گفت : تو يه زائري! برو .

اين شد كه بارم را بستم اومدم اينجا . شاه كليد من! امام مهربون من! مي دونم كه صدام را مي شنوي . خيلي شرمنده ام . نمي تونم سرم را بالا بگيرم . ببين چطور تنها شدم . من موندم با اين قفل هاي سرد و آهني . گفته بودي به همه يه جور نگاه مي كني . گفته بودي اگه دلت شكست ، گريه ات گرفت ، مطمئن باش من باهاتم . حالا خيلي آرومم . چون مي دونم ديگه تنها نيستم . تو با مني . حرفام ديگه تموم شده . فقط ته حرفم مي خوام بگم : بيا ، حساب من اينه . حالا تو را به خدا ، به حق همه دل هاي پاك ، ضامنم بشو . قول مي دم ديگه شرمندتون نكنم . قول مي دم ديگه هر كسي را وارد حرم امن خدا نكنم . قفلام كه باز بشه ، سياهي هاي صورتم كه بره ، پاك كه شدم ، فقط مي شم خونه عشق ...

امام من! رئوف من! كليد همه قفل هاي بسته من! اگه قفل پاهام را باز كني تا آخر عمر غلامتم . )

توي همين حال و هوا بود كه دل خوابش برد . توي صحن ديگه هيچ كس نبود . فقط دل بود . دل مجروح .

شاه كليد اومد . همون امام رئوف . اومد همه قفل هاشو باز كرد . دستي به سر و روش كشيد . پاك و تميزش كرد . پيش خدا براش دعا كرد . خيلي دعا كرد .

صداي اذان توي صحن پيچيد : الله الكبر ، الله الكبر.

دل يهو از خواب بيدار شد . سبك شده بود . خالي شده بود . ديگه قفلي به پاش نبود . صورتش پاك و پر از نور شده بود . از شادي گريه اش گرفت . يه نگاه به گنبد طلايي انداخت .

گفت : امام رضا! امام رضا! حقا كه شاه كليدي . شاه كليد همه قفل ها . براي همه دل ها . قول مي دم از اين به بعد خيلي مواظب خودم باشم . قول مي دم امانت دار خوبي باشم .

صدا اومد : اشهد ان محمداَ رسول الله ... دل ساكت شد . با تمام وجودش فرياد زد :  درود باد بر پيامبر و خاندان پاك و مطهر او ...........

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 8:41  توسط amir  | 

 

                                                                                                                   

 

 

هر توفيق بزرگي ايجاب مي‌كند كه مسئوليت‌پذير باشيد. در تحليل نهايي، صفت مشترك همه آدم‌هاي موفق، توانايي در قبول مسئوليت است.
موفقيت در زندگي لازمه داشتن دانش بالا، ثروت زياد، قدرت و مقام اجتماعي نيست، بلكه موفقيت يعني خود باشيم، نه ديگري. موفقيت يعني شناخت ارجحيت‌هاي زندگي و عملكرد براساس آن. موفقيت يعني ساختن امروز براي فردايي بهتر. موفقيت، تجهيز امروز خود براي فرداي پربار است. موفقيت در زندگي به عوامل مختلفي بستگي دارد.

1- ايمان به موفقيت
كسي مي‌تواند به موفقيت برسد كه خواهان آن باشد و در وجود خود توان رسيدن به آن را بيابد و خودش را لايق رسيدن به موفقيت بداند و نسبت به تحقق آن اميدوار باشد. اين امر نياز به روي آوردن به افكار مثبت و طرد افكار منفي دارد.

2- تصميم و قاطعيت
يكي از رموز موفقيت مردان بزرگ، اراده قوي و عزم راسخ آنها بوده است. كساني كه از ميان موانع و مشكلات بگذرند و از تندباد حوادث به سلامتي عبور كنند به اهداف متعالي خود خواهند رسيد. چه بسا افرادي كه از امكانات خوبي برخوردارند ولي به دليل سستي اراده و عدم اعتماد به نفس و عدم قاطعيت در امور، از اتخاذ تصميم باز مانده و به ركود و شكست تن داده‌اند و چه بسا افرادي كه با وجود امكانات كم و شرايط سخت، باعزمي راسخ و اعتماد به نفس به قله‌هاي رفيع موفقيت نايل گشته‌اند.

3- پشتكار و استقامت
پيروزي و موفقيت از آن كساني است كه در عرصه پيكار زندگي تسليم موانع نشده و با صبر و شكيبايي به راه خود ادامه داده‌اند. مي‌گويند يك دانش‌آموز چيني كه در رشته تحصيلي خود پيشرفتي به دست نياورده بود از شدت ياس و نااميدي كتاب‌هايش را جمع كرد و دور انداخت. در همان لحظه مشاهده كرد كه زني مستمند قطعه فلزي را با سختي سوهان مي‌زند تا از آن سوزني درست كند. مشاهده اين صحنه به او درسي آموزنده آموخت. او تصميم گرفت به كلاس درس برگردد و به هر قيمتي هست با قاطعيت تمام به ادامه تحصيل خود بپردازد. او در سايه شكيبايي در رديف دانشمندان شهير عصر خود قرار گرفت.

4- خودشناسي
يكي از راه‌هاي رسيدن به موفقيت، خودشناسي است. منظور از خودشناسي، شناسايي ذوق و استعداد و توانايي‌هاست. از اديسون پرسيدند: چرا اغلب جوانان موفق نمي‌شوند؟ گفت: براي اين‌كه راه خود را نمي‌شناسند و در جاده ديگري گام بر مي‌دارند.
يكي از دلايل شكست بعضي از جوانان، در نظر نگرفتن علاقه و ذوق شخصي است. مثلا شخصي به درس علاقه ندارد ولي به كارهاي هنري يا فني علاقه‌مند است. با اين حال با اكراه و اجبار و يا متاثر شدن از ديگران به تحصيل مي‌پردازد. بديهي است در اين صورت توفيق نمي‌‌يابد.

راز موفقيت ميليونرها
افراد ثروتمند و ميليونر خودساخته، باهوش‌تر و برتر از شما نيستند. اما آنها از يك سري اسرار ويژه براي ثروتمند شدن بهره گرفته‌اند كه شما نيز مي‌توانيد با پيروي از آنها حداقل كسب و كار خود را رونق بخشيد..
1- روياهاي بزرگي در سر داشته باشيد. افكار بزرگ، زندگي شما را متحول خواهد كرد.
2- يك تصوير خاص از مقصد خود در ذهنتان ترسيم كنيد. هر اندازه اين تصوير مشخص‌تر و خاص‌تر باشد، امكان دستيابي شما به آن بيشتر خواهد بود.
3- به گونه‌اي رفتار كنيد كه گويي شما مالك كسب و كارتان مي‌باشيد. ولو آنكه براي شخص و شركت ديگري كار مي‌كنيد. اين نگرش شما بذرهاي موفقيت و استقلال شغلي را در سرنوشت شما خواهد كاشت.
4- شغل خود را دوست داشته باشيد. چنانچه به آن علاقه‌مند نمي‌باشيد، آن را رها كنيد. با «نه» گفتن به شغلي كه تنها براي پول آن را انجام مي‌دهيد، شغل دلخواه خود را همچون آهن‌ربا جذب خواهيد كرد.
5- يك گروه خوشفكر تشكيل دهيد. با افرادي كه متعهد به ايجاد يك شغل بزرگ هستند جلسه بگذاريد. انديشه‌ها و ايده‌هاي خود را با يكديگر مطرح كنيد و از يكديگر پشتيباني كنيد.
6- همواره ضوابط اخلاق كاري را رعايت كنيد.
7- پيشرفت و بهبودي دائم و بي‌وقفه در شغل خود را سرلوحه اعمال خود قرار دهيد. هميشه به علم خود بيفزاييد.
8- به شغل خود به عنوان يك خدمت‌رسان بنگريد. ياري رساندن به ديگران كسب و كار شما را رونق خواهد بخشيد.
9- از تمام جزييات و ريزه‌كاري‌هاي شغل خود آگاهي يابيد. اين پيشه شماست.
10- مترصد فرصت‌ها باشيد. هر لحظه ممكن است بر در شما بكوبد. آيا شما آماده هستيد؟
11- تناسب اندام خود را حفظ كنيد. ذهن توانمند، جسم نيرومندي پديد مي‌آورد. بدن ضعيف معلول ذهن ضعيف است. سلامت جسماني و رواني شما اساس موفقيت شما در زندگي است.
12- زندگي خود را اولويت‌بندي كنيد و ابتدا كارهاي مهم‌تر را به انجام رسانيد.
13- پيش از آنچه مشتري انتظار دارد به وي خدمت ارائه دهيد. اين عمل اعتمادسازي كرده و مشتريان شما را افزايش مي‌دهد.
14- فرد منضبطي باشيد. زندگي خود را از فعاليت‌ها و افرادي كه موجبات پيشرفت شما را فراهم مي‌آورند، پر كنيد. فعاليت‌هايي كه بر زندگي شما اثر منفي مي‌گذارند را از خود دور سازيد.
15- نخستين قانون متمولان پس‌انداز است. اين را هيچ‌گاه فراموش نكنيد.
16- هر از چند گاهي تنهايي را تجربه كنيد. در زمان تنهايي به نداي درون و انديشه‌هاي ذهن خود گوش فرا دهيد و برنامه‌ريزي‌هاي خلاقانه كنيد.
17- به سوي برتري گام برداريد. بهترين را ارج دهيد و به كمتر از آن قانع نباشيد.
18- صداقت و درستكاري بهترين سياست است. خود و خواسته‌هاي خود را بشناسيد و آنها را هميشه صادقانه بيان داريد.
19- در روند تصميم‌گيري سريع عمل كرده و در تغيير آنها كند و آهسته باشيد.
20- شكست گزينه شما نخواهد بود. تمام افكار شما بايد بر موفقيت متمركز باشد، شما بايد موفق گرديد.
21- در دستيابي به اهدافتان مصمم باشيد. پافشاري سرسختانه اعتماد به نفس شما را تقويت كرده و شما را به پيروزي نهايي نزديك مي‌كند.
22- برخلاف جريان آب شنا كنيد.. هيچ‌گاه از ايده‌ها، عقايد و رويكردهاي نو نهراسيد.
23- به روي فرصت‌ها تمركز كنيد ، نه به روي موانع.
24- سه عنصر ترس، پشت‌گوش‌اندازي و تنبلي را از زندگي خود بيرون اندازيد.
25- به خاطر داشته باشيد اغلب افرادي كه در كنار شما زندگي مي‌كنند از پيشرفت و ثروتمند شدن شما خشنود نخواهند شد و ممكن است در اين مسير مرتبا شما را از دستيابي به اهدافتان دلسرد سازند. تنها به اهداف خود بينديشيد و آنها را ناديده بگيريد.
26- ياد بگيريد خودخواه باشيد. خودخواهي به معني ناديده گرفتن حقوق ديگران نيست. بلكه به مفهوم ارج نهادن به خواسته‌ها و آرزوهاي خودتان و مقدم دانستن آنها بر خواسته‌هاي ديگران است.

هدف‌گذاري، رمز موفقيت در مديريت
يكي از مهم‌ترين كارها براي نيل به موفقيت، هدف‌گذاري و برنامه‌ريزي براي تحقق اهداف است. اگر ندانيم كه مي‌خواهيم چه كنيم و به كجا برسيم عمرمان را بيهوده تلف كرده‌ايم و نتيجه‌اي جز پشيماني و حسرت عايدمان نمي‌شود. پس بهتر است تا دير نشده دست به كار شويم و براي موفقيت خود هدف‌گذاري و برنامه‌ريزي كنيم.
به ياد داشته باشيم هيچ كس جز خود ما نمي‌تواند موفقيت ما را تضمين كند و خداوند كريم و مهربان نيز آنچه را كه ما تدبير كرده‌ايم تقدير مي‌فرمايد پس سوء تدبير خود را به حساب بداقبالي و نخواستن خدا نگذاريم.
براي هدف‌گذاري موثر بايد هفت نكته كليدي را مدنظر قرار دهيم:
1- داشتن عزم و اراده پولادين براي تحقق اهداف
2- تعيين اهداف مشخص و واقع‌بينانه
3- برنامه‌ريزي دقيق و همه‌جانبه براي رسيدن به اهداف
4- استفاده از حمايت‌ها و پشتيباني‌هاي ديگران
5- تصور و تجسم دستيابي به اهداف در ذهن و شادكامي‌هاي ناشي از آن
6- مرور منظم و مداوم اهداف و برنامه‌ها و ايجاد اصلاحات لازم
7- پاداش دادن مداوم به خود براي موفقيت‌هاي كوچك در راستاي تحقق

كليدهاي طلايي موفقيت
 خوشرو، شاداب و باطراوت باشيد.
 در سلام كردن به افراد اگر از شما جوان‌تر هستند و يا در رده اجتماعي يا كاري پايين‌تري قرار دارند پيش‌دستي كنيد.
 خوش قول باشيد.
 متعهد و مسئول باشيد و به آنچه كه مي‌گوييد هر چند انجام آن برايتان بسيار سخت و گران تمام مي‌شود عمل كنيد.
 هميشه آراسته باشيد حتي اگر بي‌حوصله هستيد.
 اگر در مورد موضوع مورد بحث اطلاع دقيق و مستندي نداريد بهتر است اظهارنظر نكنيد هرگز براي حرفي كه نزده‌ايد شما را محكوم نخواهند كرد ولي اگر كلام اشتباهي بگوييد تاوان آن را بايد پرداخت كنيد.
 انعطاف‌پذير باشيد و در مقابل موانع همچون آب روان باشيد كه پس از برخورد با صخره از پاي نمي‌نشيند بلكه صخره را دور مي‌زند تا به هدف برسد.
 رفتاري يكنواخت داشته باشيد تا قابل اعتماد به شمار بياييد، متزلزل و ملون نباشيد.
 به حقوق ديگران احترام بگذاريد، هر جا كه به نفعتان بود چشم‌ها را به روي حقوق ديگران نبنديد.
 لجباز نباشيد، قاطع باشيد.
 صداقت داشته باشيد، دروغ نگوييد، ريا نكنيد، بالاخره روزي واقعيت فاش شده و شما براي هميشه اعتمادتان را  نزد ديگران از دست خواهيد داد.

 كينه و بخل نداشته باشيد. بهترين راه بخشيدن است.

 منصف باشيد.

 عيب‌جو نباشيد، قرار نيست همه آدم‌هاي روي زمين كاملا بي‌عيب باشند.

 هم ،خوب صحبت كنيد. هم، سخن خوب بگوييد، فقط شعار ندهيد وارد ميدان عمل شويد.

 به ديگران بدون چشمداشت مهر بورزيد و مدد برسانيد. محبت واقعي بدون چشمداشت داشته باشيد پاداش كار خوب شما آرامش خاطري است كه به دست مي‌آوريد. منتظر جواب نباشيد.

 كم‌توقع و قدردان باشيد.

 هر جا كه متوجه اشتباه خود شديد پوزش بخواهيد اين كار عين بزرگي و شعور شماست از ارزش‌هاي شما چيزي كم نخواهد شد ولي اگر براي يك موضوع غلط هزار دليل بياوريد مي‌شود هزارو يك غلط.

 پرخاشگر نباشيد، زود از كوره در نرويد. هرگاه احساس مي‌كنيد كه به زودي عصبي خواهيد شد ابتدا نفسي عميق بكشيد و از ده تا يك بر عكس بشماريد و بعد هيچ‌چيز نگوييد. پاسخ يا تصميم را به زمان ديگري موكول كنيد.

 مهربان باشيد، با ديگران با ملاطفت و مدارا عمل كنيد. در بانك دل‌هاي ديگران حساب جاري مادام‌العمر باز كرده و بعد چك بكشيد.

 امانتدار باشيد.

 همنشين خوب را از ميان خوبان انتخاب كنيد تا به عقل و دين شما بيفزايد.

رموز موفقيت
در اين قسمت به پنج قاعده كليدي موفقيت تضميني در تمام صحنه‌هاي زندگي اشاره مي‌كنيم. قاعده‌هايي كه اگر به درستي درك شوند و با همت، پشتكار و سماجت دروني اشخاص پيگيري و اجرا شوند مي‌توانند موفقيت تضميني آن اشخاص را در حوزه‌اي از زندگي باعث شوند:

قاعده اول
اگر به اين نتيجه رسيده‌ايم كه كاري بايد انجام شود‌، پس بدون هيچ بهانه‌جويي و معطلي و با جديت كمر همت ببنديم كه آن كار انجام شود.

قاعده دوم
كاري كه بايد انجام شود را همين الان انجام بدهيم.

قاعده سوم
مهم نيست كه از كاري كه بايد انجام شود خوشمان بيايد يا خوشمان نيايد چون بايد انجام شود پس در هر حالت و روحيه‌اي كه باشيم با جديت، سرسختي و يكدندگي تمام آن كار را انجام مي‌دهيم.

قاعده چهارم
وقتي كار انجام شد آرام نمي‌گيريم و به اين مي‌انديشيم كه كار بعدي كه بايد حتما انجام شود كدام است.

قاعده پنجم
سراغ قاعده اول مي‌رويم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 7:53  توسط amir  |